در دامن شاه آرام گرفت

تا از سر زین افتاد زمین ، دامن ز حرم ناگاه کشید ، از خیمه دوید با اشک رسید

در باد سیاه گرداب نگاه، در گرد عمو طوفان سپاه

با تیغ و سنان با تیر و کمان ، بر جسم عمو باغ لاله گون ، صد چشه خون گردیده روان

با دست و تنش هر زخم گرفت ، یک زخم دگر وا کرد لبی

دست است دو تا زخم است هزار ، صد زخم به دست صد زخم به پا

خون می رود از پهلوی عمو ، خاکی شده است گیسوی عمو

جاری شده خون از موی عمو ، از تیغ شده مانند علی ابروی عمو

یک زخم به چشم یک زخم به لب صد زخم به پشت ، باقی همه زخم در روی عمو

بگشود سپر با دست تهی افتاد ز تن ، چون شاخه خشک آویخت به پوست

در دامن شاه آرام گرفت

 

(مداح: حاج محمود کریمی)

دانلود

(694KB)

 

/ 0 نظر / 44 بازدید