به من خسته غم زده رحمی

 

دم غروب خورشیده چه بوی سیبی پیچیده

وصیت مادرمونه که زینبت داری میری

زیر گلوتو بوسیده

چقده زخمی شده بدنت

جونی نمونده دیگه به تنت

زینبو کشته کهنه پیرهنت

تو دل من غم عالمه رحمی

دور و بر ما نامحرمه رحمی

تو رو به چادر خاکی زهرا

مادرم رحمی

 

ببین که پاهام لرزونه ببین که دستام بی جونه

بیا بریم خیمه ببینی تو خواب با ترس و لرز

رقیه روضه میخونه

بذاره بخوابه شاید نبینه

که تنتو به روی زمینه

یکی با خنجر رو سینه ات میشینه

به مادر دم گهواره رحمی

به گوشای پر گوشواره رحمی

میزنه حرمله خنده به اشکام

نداره رحمی

دلم آتیش به پرم زده رحمی

خزون آتیش به حرم زده زحمی

حرم آتیش به دلم زده رحمی

به حرم رحمی

 

دانلود 2.0 مگابایت

 

/ 0 نظر / 201 بازدید