به روی نیزه مده دست باد گیسو را

ببین که بعد تو غمگین ترین صدا شده ام * شکسته ام ز کمر دست بر عصا شده ام

چهل شب است که مهمان شامیان بودم * چهل شب است که مهمان خنده ها شده ام

چهل شب است که از درد پا نمی خوابم * پر از جراحتم و غرق رد پا شده ام

رسیدم از سفری که غم تو را خواندم * برای زخم علمدار روضه ها خواندم

به روی نیزه مده دست باد گیسو را * به این بهانه مپوشان تو زخم ابرو را

تو روی نیزه و این سنگ های بی احساس * نمی کنند مراعات چشم کم سو را

بگو به نیزه عباس خم شود پیشم * که چند بوسه زنم دیده های جادو را

کنار ناقه عریان و جمع نامحرم * بگو دوباره بگیرد رکاب بانو را

نشسته خاک اگرچه به روی مژگانش * هنوز خیره کند چشم های آهو را

هنوز لخته خون می چکد ز گیسویش * اگرچه حرمله بسته شکاف ابرو را

ز تکه روسری دختران تو دیدم * گره زدند به سر نیزه ای سر او را

 

دانلود 2.8 مگابایت

 

/ 0 نظر / 36 بازدید