کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

"...نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا (هستیم)، این تفاله هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ کدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر از بهترین جوانان ما را که از بین بردند، اینها با افرادشان یک آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند. این اسباب این شد که مشت این ادعا کن‌ها که ما برای آزادی و برای کذا می خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهایی که می‌خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینکه، آزادی است! بی‌جهت نیست که در آن نقطه‌ای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا امریکا منسی بشود، یک دسته "الله اکبر " را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود..." (بخشی از بیانات حضرت امام در واکنش به شعارهای انحرافی اول انقلاب صحیفه امام ج 15 ص29)

----------

به ادامه مطلب بروید...

 


امروز صدها هزار دانش آموز، دانشجو و قشرهای مختلف مردم در یک راهپیمایی تاریخی در مقابل لانه جاسوسی امریکا و خیابان اطراف تجمع کردند و شعارهای "مرگ بر امریکا" و "مرگ بر منافق" سردادند. اگرچه جریان موسوم به جنبش سبز در روزهای گذشته با بیانیه های و دعوتنامه های مختلف هواداران خود را به حضور در این تجمع فراخوانی کرده بود اما در میان تظاهرکنندگان و در متن مردم اجتماع کننده هیچ اثری از رنگ ها و شعارهای این جنبش دیده نمی شد. البته چند گروه از دختران و پسرانی که سربندها و مچ بندهای سبز داشتند در چند نقطه در اطراف محل تظاهرات جالب توجه بود. حضور متفرقانه عده ای در میدان هفت تیر که شعارهای انحرافی سرمیدادند از جمله آنهاست. حضور این عده اندک نه تنها نتوانست به یک سوژه درست و حسابی برای رسانه های بیگانه تبدیل شود بلکه سران فتنه باید علت این حضور اندک را در رفتارهای غلط خود جستجو کنند و از آن شرمنده باشند. این عده که به گزارش خبرگزاری ها در خوش بینانه ترین حالت به دو هزار نفر هم نمیرسیدند، پس از اینکه بی مهری و بی توجهی مردم نسبت به خودشان را مشاهده کردند، دست به آشوب و اغتشاش زدند و تعدادی سطل زباله را به آتش کشیدند. گزارش ایرنا حاکی است که اگر چه سبزپوشان در ایجاد تفرقه و اجرای سناریوی رسانه های بیگانه موفق نشدند، اما توانستند با اقتدار چند سطل زباله را در خیابان شهید مطهری و شهید بهشتی به آتش بکشند.آنها با حمله به چند اتوبوس شرکت واحد، شیشه های آن را شکستند. مردم تهران با سر دادن شعارهای "مرگ بر منافق"، "آمریکای فریب‌کار، نماد سبز رو بردار"، "مرگ بر دیکتاتور مخملی" و "سبز فقط سبز علی، لعنت به سبز اموی" آشبو‌گران را بدرقه کردند.

----------

دیروز هم حمید رسایی در نطق خود در خانه ملت نکات قابل توجهی را مطرح کرد که بخشی از آن به این شرح است (متن کامل):

فردا روز سیزده آبان، سالروز سه واقعه تاریخ ساز کشتار خونین دانش آموزان،‌ تبعید امام راحل و تسخیر و تعطیلی سفارت امریکاست. اما آیا واقعا فعالیت سفارت امریکا در کشور ما تعطیل شده است.

روز قدس و 13 آبان را باید از جمله مناسبت هایی دانست که شخصیت ها، احزاب و جریانات سیاسی در سایه نحوه برخورد با آن، نمایی از چهره حقیقی شان را به نمایش می گذارند. سوگمندانه باید گفت که نحوه برخورد سران یک جریان سیاسی در روز قدس امسال تا حدودی بیانگر بیماری فکری آنها بود و اکنون در آستانه 13 آبان، با حذف نام امریکا و اکراه از ذکر دخالت ها و جنایت های آن و در مقابل تاختن به نیروهای انقلاب و یاران ولایت، نیمه دیگرچهره نفاق جدید در حال نمایان شدن است.

...

واقعیت ها را نمی توان انکار کرد، آیا سفیران در سفارتخانه ها مأموریتی جز این دارند که منافع اربابان خود را در حوادث و رخدادهای سیاسی و اجتماعی کشور میزبان تامین کنند؟ با این حساب آیا موضع گیری ها، بیانیه ها و سخنان برخی شخصیت ها و احزاب سیاسی در سال های اخیر و به‌ ویژه در روزهای اخیر را چیزی جز انجام ماموریت یک سفیر کارآزموده می توان دانست؟ آیا بازتاب این مواضع ذلیلانه در قالب تیترها و تحلیل برخی وب سایت های اینترنتی، شبکه های ماهواره ای و روزنامه های داخلی را چیزی جز بندهای ماموریتی یک سفارتخانه مجهز می توان دانست؟

اکنون با مرور مواضع و جهت گیری برخی از این شخصیت ها به این نتیجه تلخ می رسیم که آنچه در 13 آبان 1358 تسخیر و دستگیر شد، ساختمان ها و برخی عوامل جاسوس امریکا بود. این اتفاق هر چند ضربه سختی به امریکا زد اما سال ها بعد این امریکایی ها بودند که توانستند از دیوار فکری جماعتی بالا بروند که برخی از آنها روزگاری خود را پیروان خط امام می دانستند.

اشغال جاسوس‌خانه امریکا و کنار زدن پرده از چهره کریه آن به حق انقلاب دوم نام گرفت، با این حساب قطعا کنار زدن پرده از چهره نفاق جدید در انتخابات دهم را باید انقلاب سوم نامید. آن روز وقتی ساختمان سفارت امریکا تسخیر شد، امریکایی ها با حمله نظامی مستقیم در طبس، جنگ سخت را کلید زدند و امروز وقتی سفارت فکری امریکا در انتخابات دهم با حضور چهل میلیونی مردم و رای 85 درصدی به قانون اساسی و مدیریت ولایت فقیه فرو پاشید، امریکایی ها با تزریق میلیاردها دلار در صفحات وب و سایت های خبری و روزنامه های زنجیره ای، جنگ نرم را کلید می زنند.

...

اکنون نیز عده ای که خط امام را ملک مطلق خود می دانند، تبدیل شده اند به سفیرانی که قدم به قدمشان تامین کننده منافع امریکاست و بدون آن که خود بدانند یا بخواهند، برخی از احزاب و گروه ها و نشریاتشان اندک اندک تبدیل شده اند به سفارت امریکا.

البته این برای بسیاری از شاگردان مکتب امام قابل پیش بینی بود، می دانید از کی؟ از همان روز که چشمانتان را در برابر فساد دوستان حزبی تان بستید، همان روز که برای رسیدن به قدرت و به دست آوردن یک مشت رای، حاضر شدید دست در دستان نهضت آزادی بفشارید و چشم بر نامه هشدارآمیز امام در باره سیلی این گروهک به اسلام و انقلاب ببندید، همان روز که برای ضربه زدن به رهبری معظم انقلاب، حاضر شدید به رهبری دینی و سیاسی شیخ ساده لوح و مطرود امام تن دهید، همان روز که به بهانه آزادی، تمام ارزش های دینی را زیر سئوال بردید و دم از محاکمه خداوند زدید، همان روز که افکار خمینی کبیر را پایان یافته دانستید و آدرسش را در موزه های تاریخ دادید، همان روز که مرگ بر امریکا را افراطی برشمردید و از آتش کشیدن پرچم نظام سلطه استغفار کردید و مراسم 13 آبان تان را از مراسم ملت ایران جدا کردید، همان روز که شهادت را خشونت نامیدید و عاشورا را نتیجه خشونت پیامبر در جنگ بدر دانستید و غیرت دینی را خشونت طلبی ترجمه کردید و در برابر شعار توپ تانک بسیجی دیگراثر ندارد، نه تنها لب نگزیدید که سکوت کردید و لبخند زدید، همان روز که ساز جامعه مدنی را با الگوی دمکراسی غربی کوک کردید و در برابر شعار انحرافی جمهوری ایرانی فقط لبخند زدید، همان روز که به جای نهج البلاغه از مارکس سخن گفتید و بر طبل قرائت های مختلف از دین و تساهل و تسامح نواختید، همان روز که به دلیل ساده لوحی خودتان، هشدار دلسوزان انقلاب را بیماری توهم توطئه دانستید و برای خوش خدمتی به امریکایی ها با نظرسازی، آمار اشتیاق مردم به رابطه با امریکا را جعل کردید و با استناد به همان نظرسازی در نامه ای وقیحانه از رهبری انقلاب خواستید تا جام زهر رابطه با امریکا را سر بکشد، همان روز که در برابر شعار نه غزه نه لبنان در روز قدس سکوت کردید و خلاصه همان روز که با تردید و اجبار در جاده همراهی با ولایت فقیه گام نهادید.

...

از یاد نبریم که امریکایی ها به یکباره از دیوار هویت امثال خاتمی، موسوی و کروبی وهواداران کور حزبی آنها بالا نرفتند، بلکه قدم به قدم مواضع و رفتارهای آنها تامین کننده منافع امریکا در داخل ایران اسلامی شد تا جایی که امروز مرغان تخم طلای آنها نام گرفته اند. البته توصیه ما به این سه نفر این است که تا دیر نشده، خود را عاقبت به خیر کنند و نظام سلطه را به خودش واگذارند و به جاده ولایت و مردم برگردند و الا سیلی ملت ایران زمین گیرشان خواهد کرد، همانطور که منافقین قدیم را زمین گیر کرد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()