کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

مدت ها بود که می خواستم بپرسم که چرا رهبران جریان سبز در پیگیری آسیب های رسیده به عده ای از هموطنان در وقایع اخیر، خود را به جای مدعی العموم می دانند... البته آنها پیگیر همه آسیب دیده ها یا کشته شده ها نیستند بلکه مثلا در مورد کشته شدگان پیگیری آنها تنها مربوط به دو دسته است: 1- آنهایی که در جریان اعتراضات طرفدار جریان سبز بودند و 2- کشته شدگان خیالی! که عده ای نااهل برای ضربه زدن به منافع ملی و بین المللی در مورد آنها شایعات بسیاری را پخش کرده اند.

دیدیم که حتی در این موارد هم موفق نبوده اند بطوریکه خانواده بعضی کشته شدگان برای جلوگیری از سوءاستفاده جریان سبز از برگزاری مراسم چهلم فرزندانشان خودداری کردند و مظلوم واقع شدن نظام در جریانات اخیر را عنوان کردند. یا در موردی دیگر برای آدم زنده ختم گرفتند(!) و خودشان هم برای تسلی خانواده آن مرحومه(!) در مراسم ختم شرکت کردند.

در واقع بخشی از پاسخ سوال مطرح شده در ابتدای مطلب را می توانید در مطلبی که در اینجا خواهم آورد بخوانید. این مطلب را با عنوان سبزها و تغییر مکرر زمین بازی از وبلاگ محمد مهدی اسلامی نقل می کنم. (می توانید به اینجا مراجعه کنید)

"استتار شکست با تعریف یک بازی جدید، روش چندان نوینی نیست؛ روشی که این روزها اغتشاشگران به آن متوسل شده اند. اگر تنها به سه ماه پیش باز گردیم، روزهایی که آشوب های خیابانی رقم خورد و به رغم تذکر مکرر خیرخواهان برای طی مسیر اعتراض از مسیر قانونی و پرهیز از برانگیختن احساسات هواداران، لشگر کشی های خیابانی با پوشش خبری لحظه به لحظه بی بی سی و صدای آمریکا شکل گرفت، به یاد خواهیم آورد که بهانه نپذیرفتن رای اکثریت از سوی موسوی و کروبی و حامیان اصلی آنها، ادعای تقلب بود. در این مسیر هر روز ادعایی تازه مطرح گشت و یک به یک پاسخ گرفت تا سرانجام اردوگاه موسوم به جنبش سبز، ناگزیر از جایگزین نمودن شور به جای شعور گشت.

در میانه این کشمکش میان قانون شکنان و مجریان قانون بود که برخی اشخاص کشته و زخمی شدند. البته این تلفات از هر دو سو بود، از میان سبزها و مجریان قانون.


هیاهوها آغاز گشت که هر روز خبر از کشته شدن تعدادی در تجمعات می داد، تعداد کثیری که همان روزها برخی رسانه های معاند آن را بیش از 300 نفر اعلام کردند. اما در میان آنها تنها چند اسم محدود به صورت جدی و مستند مطرح گردید. بیش از همه آآآندا آقاسلطان بود که ابهامها در باره چگونگی کشته شدن او با توجه به متفاوت بودن کالیبر گلوله اصابت نموده با سلاح های سازمانی، وجود فیلم از وی از لحظاتی قبل از ترور تا لحظات جان دادن و ... این شائبه را ایجاد کرد که او از سوی عناصر حامی اغتشاشات ترور گشته است، علی الخصوص که همان زمان خبری مبنی بر دستگیری تعدادی از اعضای مسلح سازمان منافقین در یکی از خیابانها اعلام گردید. غیر از او چند کشته دیگر نیز مطرح شدند، که مادر و دختری که در یک مهد کودک مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند بیش از دیگران مورد استناد رسانه های حامی اغتشاشات قرار گرفت. اما در فاصله کوتاهی با مصاحبه خانواده آنها و برخی اسناد تکمیلی، مشخص گردید که این دو نه تنها از حامیان موسوی نبوده اند، بلکه گلوله های اصابت شده به آنها نیز از سلاح های سازمانی شلیک نشده بود. با شکست این پروژه نیز پروژه جدیدی شکل گرفت. ادعای بدرفتاری با متهمین و ادعای کشته شدگانی در این روند، در این میان رد پای گروهی متخلف در بازداشتگاه کهریزک پیدا شد که با خطای آنها آسیب های جسمی و جانی به برخی متهمین وارد گردیده بود، در این مرحله نظام با قاطعیت به مقابله با متخلفان پرداخت اما اغتشاشگران ادعاهای جدیدی را مطرح کردند که غیر قابل باور بود، کروبی با انتشار نامه ای مبنی بر شکنجه و تجاوز به متهمین که منجر به مرگ برخی از آنها شده است، اتهاماتی جدی وارد کرد. کمیته تحقیق مجلس و کمیته 3 نفره قوه قضائیه به صورت جدی به بررسی ادعاهای کروبی پرداختند، انتشار گزارش رسمی و نمایان شدن بی اساس و غیرمستند بودن ادعاهای او، سبب شد که کروبی منفعل گردد. اما او ضمن ناگزیر شدن به اذعان به خلاف و بی اساس بودن برخی ادعاهای خود، همچنان چهره طلب کار به خود گرفت. اما برای افکار عمومی این بازی نیز تمام شده بود. اینک صدای تلاش برای ایجاد اغتشاش در دانشگاه ها به گوش می رسد تا جنبش سبز بتواند به حیات خود ادامه دهد.

اما در این میان یک چیز خیلی خود نمایی می کند. وقتی رسوایی پروژه تبلیغ تقلب آشکار شد، دیگر نامی از آن برده نشد. همچنین پروژه ادعایی کشته هایی خیابانی که در نهایت از بیش از 300 کشته، به سختی آن را به 72 عدد رساندند؛ 72 عددی که تا هم اکنون صدای برخی از آنها در آمده است که ما زنده ایم. راز بقای این جنبش در یک کلام غوغاسالاری است و تا زمانی که سوژه ای برای آنها باقی مانده باشد؛ برای بقا به آن متمسک خواهند شد.

با این وصف ، یک نکته واضح تر می گردد. تمام کسانی که در اغتشاشات اخیر به سمت قانون‌شکنی و زیر سوال بردن اصل نظام رفتند، اینک باید پاسخ گوی تخلفات خود باشند. آنها هر روز خود را طلبکار تر نشان می دهند تا فرار به جلو نمایند و بدهکاری آنها به افکار عمومی، بابت این همه آسیب جانی و مالی که به خاطر اقدامات آنها به کشور و مردم وارد شد، مصون بمانند.

بسیاری از آسیب دیدگان از عاملان اغتشاش شکایت کردند، مدعی العموم نیز، اما اینک عاملان اصلی که اینک گمان کرده اند از یک مصونیت برخوردار هستند، همچنان مشغول هیاهو و ایجاد تنش هستند و با پایان هر بازی، حتی با شکست خوردن آن، بازی جدید خود را طراحی می کنند. دستگاه قضایی چه زمانی به سراغ متهمان اصلی خواهد رفت؟"

 

به نقل از پرونده های سبز

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()