کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

(برای دریافت تصویر در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید)

نوحه بسیار زیبا از حاج محمود کریمی

(دانلود در ادامه مطلب)

 

شب ها که خورشید دلش آروم نداره

به روی قبر مهتاب دو تا چشماش میباره

 

سر روی خاک و نفسش پر شراره

میباره از نگاهش بارونی از ستاره

شب ها که خورشید دلش آروم نداره

به روی قبر مهتاب دو تا چشماش میباره


مدینه تو خوابه یه خونه پر ازغم غمش بی حسابه

یه مردی که غصه اش تموم فلک رو گرفته

گلایی که شبنم نشسته روی برگاش

یه مردی که چشماش به چشم عزیزش عزیزم بخوابه تا گلها میخوابن

یه دربی که سوخته از این در روونه شده باز به سمت مزار یه دلبر یه مادر یه بانو که خاکه

میبینم میبینم

مردی شبونه میاد از سمت خونه

به مزار حبیبش خودشو میکشونه

شب ها که خورشید دلش آروم نداره

به روی قبر مهتاب دو تا چشماش میباره

 

تو کوچه چه ساکت همه خواب یه تنها با گریه به سوی گلی که جوونه

یه شونه میلرزه با گریه میخونه عزیزم تو رفتی

منم که تو غربت کسی نیست کنارم بهارم پس از تو کسی رو ندارم

غم دل گرفته نفس ها تو سینه که حبسه تو خونه گلامون سراغ تو رو از باباشون میگیرن

چرا تنها رفتی یه بارم نگفتی که تنها میشم من عزیزم تو رفتی

من و غم تو این شهر بمونیم نبود این قرارم که تنهام بذاری خبر از عزیزت نداری

میبینم

دل بی بهونه خودشو میرسونه

به مزار گل یاس تنشو میکشونه

شب ها که خورشید دلش آروم نداره

به روی قبر مهتاب دو تا چشماش میباره

 

تو خونه چه ساکت تو شهره یه دختر که بیدار دل شب برادر با خواهر با گریه میخونه

بابامون که رفته بیدار شین بیدار شین برای عزامون بخونین صدامون بلنده

کسی نیست حسن جان بگو از تو کوچه چی دیدی که امشب باز از خواب پریدی میگفتی تو خوابت

که مادر بلند شو بریم تا به خونه بهت قول میدم من که بابام ندونه چه چیزو ندونه

بگو ای برادر که سیلی کجا بود که خاکی رو چادر به جا بود

یه روضه یه گریه یه خواهر برادر به یاد یه مادر

میبینم

چشمی که خونه داره روضه میخونه

آتیش غصه هاشو به عالم میکشونه

شب ها که خورشید دلش آروم نداره

به روی قبر مهتاب دو تا چشماش میباره

 

دانلود (4.58 مگابایت)

 

نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط مهدی | پيام ها ()