کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

بازخوانی مواضع مقتدرانه رهبر معظم انقلاب در قبال نمایش‌نامه میکونوس

سفیر دولت آلمان تا مدتی حق بازگشت ندارد!


مگر کسى اهمیت می‏دهد که اینها چه گفته‏اند؟ البته دستگاه دولتى ما که بحمداللَّه مواضع بسیار خوبى در مقابل حرکت هاى زشت اینها داشته است، از حالا به بعد هم بایستى با کمال قدرت عمل کند و در مرحله اوّل، سفیر آلمان را فعلاً تا مدّتى نباید راه بدهد که به ایران بیاید."

در سال 1371، در حالیکه ایران مسیر تبدیل شدن به یک کشور مقتدر را می پیمود، حادثه ای مشکوک در کشور آلمان رخ داد که می شد به وضوح رد پای صهیونیست ها را در آن دید.

ماجرا از این قرار بود که تعدادی از مخالفان سرشناس جمهوری اسلامی (که اخیراً معتدل شده و دست از معارضه برداشته بودند و به شکل آشکاری به سمت جمهوری اسلامی متمایل شده بودند) در یک رستوران به نام «میکونوس» مورد حمله چند نفر ناشناس قرار گرفتند و کشته شدند.

جو سازی غربی ها و متهم نمودن ایران

بلافاصله این ماجرا با جوسازی هایی (که غربی ها در آن استادند) به صدر اخبار جهان رفت و درحالیکه هنوز زمانی از حادثه نگذشته بود، انگشت اتهام غربی ها به سمت جمهوری اسلامی و مقامات آن نشانه رفت؛ در حالیکه طبق یک اصل ساده عقلی، متهم اصلی هر جنایت کسی است که بیشترین سود را از آن می برد و در این ماجرا در اصل، چند تن از دشمنان سابق جمهوری اسلامی که به دوست تبدیل شده بودند (یا دست کم تبدیل به مخالف خنثی و بی ضرر شده بودند) کشته شده بودند و این دشمنان سابق جمهوری اسلامی حالا به عنوان دشمنان صهیونیست ها مطرح بودند.

دادگاه نمایشی و فرصت طلبی دُوَل غربی

در هر حال این ماجرا با شانتاژهای رسانه ای غرب ادامه یافت و برای رسیدگی به آن دادگاهی تشکیل شد (که طبق اظهار نظر کارشناسان قاضی آن به شدت تحت تأثیر صهیونیست ها بود) و این دادگاه پس از پنج سال بررسی عادلانه قضایا (!) چند تبعه ایرانی و لبنانی و برخی مسئولان بلند پایه جمهوری اسلامی را در 21 فروردین سال 1376 متهم شناخت.

در پی این اقدام، سفیران اتحادیه اروپایی (که زمینه را برای قلدری و باج گیری مناسب می دیدند) همگی ایران را در تاریخ 22 فروردین 1376 ترک نمودند تا از این طریق ایران را تحت فشار قرار داده و بتوانند امتیاز گیری کنند.



 

ایستادگی رهبر انقلاب و تشریح اصول سیاست خارجی عزتمندانه

در اینجا بود که نقش رهبر معظم انقلاب بروز جدی یافت. در حالیکه بسیاری از افراد در داخل کشور منفعل بودند (چون گمان می کردند سازندگی بدون تکیه به غرب ممکن نیست) حضرت آیت الله خامنه ای محکم ایستادند و غربی ها را مجبور به عقب نشینی کردند.

ایشان در ابتدا اصول نظام را در سیاست خارجی تشریح کردند تا مبنای رفتار جمهوری اسلامی روشن شود. ایشان در اجتماع نیروهای شرکت کننده در مانور طریق القدس در تاریخ 3/2/1376 (حدود دو هفته پس از رفتن باج طلبانه سفرای اروپایی) فرمودند :

«بعد از آن مدت سى و پنج سال، از اوّل پیروزى انقلاب تا امروز هم، امریکایی ها هر چه توانسته ‏اند با این کشور و با این ملت دشمنى کرده‏اند. ملت ایران، با مشاهده این وضعیّت، حاضر نیست به این آسانی ها گناه امریکایی ها را ببخشد؛ تمام شد و رفت. ملت ایران حاضر نیست که از گناه رژیم ایالات متّحده امریکا صرف‏نظر کند. آن کسانى که در سطح عالم، خودشان را به امریکا وصل مى‏کنند؛ خودشان را در جبهه امریکا قرار مى‏دهند، به همان اندازه که خود را به امریکا وصل کنند، از نظر ملت ایران، در جرائم دولت امریکا شریکند.

امریکایی ها سعى کرده‏اند این طور وانمود کنند و جا بیندازند که غرب، یعنى امریکا؛ و اصلاً بلوک غرب، بدون امریکا معنا نمى‏دهد. البته واقعیت این نیست. من در چند سال قبل از این - در زمان حیات مبارک امام رضوان‏اللَّه تعالى علیه - به یکى از این سیاستمداران اروپایى گفتم: ما هیچ وقت حاضر نیستیم استقلال خودمان را در زمینه‏هاى سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، به هیچ چیزى بفروشیم و معامله کنیم؛ امّا غرب به عنوان یک طرف براى جمهورى اسلامى مطرح است؛ مشروط بر این که غرب به معناى امریکا نباشد. ملت ایران از امریکا نمى‏گذرد و با او کنار نمى‏آید. به او گفتم: امریکا سعى مى‏کند این طور وانمود کند که غرب مساوى با امریکاست. ما مى‏گوییم که این طور نیست؛ اما اگر کشورهاى اروپایى مى‏خواهند تصدیق کنند که غرب منهاى امریکا معنا ندارد، ملت ایران هیچ اهمیتى نمى‏دهد که غرب را به عنوان یک طرفِ تجارى و سیاسى و معاملى خودش نداشته باشد.

این طور نیست که خیال کنید ملت ایران، به ارتباط با یک کشور، یا با مجموعه‏اى از کشورها نیاز دارد. البته همه کشورها در دنیا، به نحوى از ارتباط با یکدیگر استفاده مى‏کنند. به یک معنا، همه به نحوى به هم احتیاج دارند - این محلّ بحث ما نیست - اما این که کسى خیال کند ملت ایران یا دولت جمهورى اسلامى ایران، ناچار است با فلان مجموعه از کشورها ارتباط داشته باشد، این خطاى فاحش و غلط بزرگى است.

امروز هم ما همین حرف را تکرار مى‏کنیم. ما دنیا را به یک چشم نگاه نمى‏کنیم. ما کشورهاى گوناگون را به یک چشم نگاه نمى‏کنیم. آن دولتهایى که به ملت ایران بدى کرده‏اند، با آن دولتهایى که به عنوان یک طرف سالم در زمینه‏هاى گوناگون مطرح شده‏اند، یکسان نیستند

تبیین برخورد نظام در این قضیه توسط رهبر انقلاب

پس از این سخنان، ملت نیز  به واکنش آمد و در راهپیمایی گسترده و پرشوری که در یک روز غیرتعطیل برگزار شد انزجار خود را از رفتار تبعیض آمیز غرب نشان داد.

انبوه جمعیت در این تجمع که قرار بود در برابر سفارت آلمان در خیابان فردوسی تهران انجام شود به حدی بود که دامنه آن تا خیابان انقلاب هم کشیده شد و تصاویر تلویزیونی نشان می داد که حتی این جمعیت تا پل کالج ادامه یافته و سطح آن مملو از جمعیت معترض به آلمانیهاست.

حضرت آیت الله خامنه ای اما برای آنکه تکلیف مسئولان هم در مواجهه با غرب روشن شود سه روز بعد در تاریخ 6/2/1376 در جمع مسئولان و کارگزاران نظام به مطالبی مهم اشاره فرمودند و استراتژی سیاست خارجی جمهوری اسلامی  در مواردی از این دست را برای همیشه تبیین کردند:

«در همین قضایاى اخیر، ملاحظه کردید و دیدید که چه لشکرکشى‏اى کردند. این طور لشکرکشی هایى که امریکایی ها و صهیونیست ها، با همه امکاناتشان به میدان بیایند و یک گوشه دنیا مثل اروپا را در نظر بگیرند و تصمیم بگیرند که هرطور است، اروپا را در مقابل یک حکومت و یک نظام سیاسى قرار دهند، معمولاً براى حکومت ها شکننده است و آنها را به زانو درمى‏آورد و وادار به عدول از مواضعشان مى‏کند.

امریکایی ها و صهیونیست ها وارد شوند و دولتى مثل دولت آلمان را در مشت خودشان بگیرند و او را وادار کنند که آنچه را که آنها مى‏خواهند، برایشان انجام دهد؛ آن هم با ارتباط هایى که آن دولت با این نظام داشته است. اگر نظام و رژیمِ جدا و منفردى باشد که با مردم خود این پیوندها را نداشته باشد، این طورکارها برایش کُشنده است.

اما شما مى‏بینید که در جمهورى اسلامى، نظام و مسؤولان و رؤسا و آحادِ مردم و قشرهاى گوناگونش سیاسى ‏اند و همه از قضایا مطّلعند. این طور نیست که قضیّه‏اى اتفاق بیفتد و مردم از آن بى‏خبر بمانند. همه - چه نظام، چه مردم، چه مسؤولان و چه بخش هاى مختلف - مثل کوه استوارى ایستاده‏اند و این نسیم ها یا این توفان ها، حتى کمترین تزلزلى به وجود نمى‏آورد.

آنهایى که طرف مقابل هستند، احساسِ ناتوانى در مقابل این همه استحکام مى‏کنند و نمى‏دانند که ادامه کار را چگونه بایستى انجام داد. واقعاً در مى‏مانند؛ کما این که درماندند! کسى که تهدید انسان را تحویل نمى‏گیرد و اعتنایى نمى‏کند، در او تهدید اثر نمى‏گذارد. او را از قطع رابطه و دیگر مسائل مى‏ترسانند؛ اعتنایى نمى‏کند و مى‏بینند که اصلاً در او اثرى نکرد. با او چه کار کنند؟ آنهایى که در این بازى و در این دعوا، چندان جدّى نبودند و بازى خورده بودند، به هم مى‏زنند و شاید اگر لازم شد، عذرخواهى هم مى‏کنند. آن کسانى هم که در متن ماجرا بودند - مثل دولت آلمان – در مى ‏مانند که با جمهورى اسلامى چه باید کرد. حقیقتاً باید هم دربمانند؛ چون با ملّت ایران بدى کرده‏اند.

این، به برکت آن است که این نظام سیاسى، نظام سیاسىِ جدا و منقطع از مردم نیست؛ نظام ولایت و نظام پیوستگى است. این، خاصیّت نظام ولایت است».

موضع نهایی رهبر انقلاب و ذلت غرب

پس از این صحبت ها و در حالیکه موج حمایت از رهبر انقلاب در برابر زیاده خواهی غرب و اروپا سراسر کشور را فرا گرفته بود ایشان ضربه نهایی را به دولت عامل در این نقشه دیپلماتیک وارد ساختند و اعلام کردند که در برابر اصرار سفرای اروپایی برای بازگشت به ایران که به منزله عذرخواهی آنان است، نظام مشکلی ندارد اما این بازگشت شرایطی دارد.

ایشان در تبیین این شرایط تاکید کردند که اولا سفیر آلمان  حق ندارد که با بقیه سفرا برگردد و ثانیا در رفتن سفراى ایران به کشورهاى آنها، نباید هیچ عجله‏اى شود.

متن مرتبط با این موضوع که حضرت آیت الله خامنه ای آن را دیدار جمعی از کارگران و معلمان در تاریخ 10/2/1376 فرمودند به این شرح بود:

«عزیزان من، کشور ایران اسلامى، امروز در حال عبور از یک مرحله بسیار مهمّ و حسّاس، مثل سال هاى جنگ است. آن، یک طور بود؛ این،یک طور است. در این دوران، دشمنان مادر خارج از کشور - یعنى همین دولت ها و ایادى استکبارى- نشسته ‏اند و به کشور ایران خیره شده ‏اند تا ببینند آیا مى‏توانند ملت ایران را از مواضع اصولى و اسلامى خود پایین بیاورند یا نه. همّتشان بر این است.

ببینید؛ در دنیا یک زنجیره وجود دارد که در رأس آن، همین چند کشور استکبارى دنیا -یعنى امریکا و بعضى از کشورهاى اروپایى- قرار دارند، که خودشان را کشورهاى پیشرفته عالم مى ‏دانند. اینها در رأس زنجیره ‏اند و پشت سرشان هم کشورهاى کوچک و فقیر و ضعیف و دولت هاى غیرمردمى قرار دارند که توسط همان زنجیره، به طرفى کشیده مى‏شوند. آن کشورهاى زنجیره‏اى، هر کارى که خودشان مى‏خواهند و هر جهتى را که مایلند انتخاب کنند، بر آن پشت سری ها تحمیل مى‏کنند. این بیچاره‏ ها هم، آن زورگویان را به زورگویى عادت داده‏اند. کار این دو گروه، مثل بازى ‏اى است که بچه ‏ها مى‏کنند؛ یعنى چند نفر جلو مى ‏ایستند و بقیه هم دامن آن ها را مى‏گیرند و دنبالشان مى‏دوند و حرکت مى‏کنند.

به نظر من، تقصیر زورگویى دولت هاى گردن کلفت زورگوى امروز، مقدار زیادى به گردن رژیم هایى است که به خاطر ضعف خودشان، آنها را به پررویى و پرتوقّعى و زورگویى عادت داده‏اند.

...همین جلسه‏اى را که دیروز وزراى خارجه اروپا داشتند، ملاحظه کنید! حرف هاى بیهوده و بى ‏ادبانه ‏اى زدند؛ مواضع غیر صحیحى اتّخاذ کردند؛ گفتند و برخاستند! هدف چه بود؟ هدف، فشار بر دولت و ملت ایران بود. ملت و دولت ایران باید نشان دهند که در مقابل دولت هاى زورگو و مستکبر و بى‏ادب، برخوردشان بسیار شدید و قاطع خواهد بود.

یکى از حرفهاى بسیار غلط اینها این بود که دور هم نشستند، عقل هایشان را یکى کردند و گفتند برویم از دولت ایران بخواهیم که به موازین حقوق بشر احترام بگذارد! من هر چه با خودم فکر کردم که روى موضع گیرى اینها چه اسمى مى‏شود گذاشت و معناى کارشان چیست، دیدم غیر از کلمه «وقاحت»، هیچ چیز دیگرى نمى‏توانم نسبت به کار آنها بگویم.

در بیان این مطالب، آقایان وقاحت به‏خرج دادند. حقوق بشر؟! دولتهاى اروپایى، بیشترین نقض حقوق بشر را در طول این یک قرن اخیر انجام داده‏اند. صد سال ، و اگر کسى قبل از صد سال را هم پیش برود، همین است. من تاریخ اروپا را تا حدود زیادى ورق زده‏ام و نگاه کرده‏ام. حداقل در این صد سال، همین آقایان اروپایی ها، دو جنگ جهانىِ پر از مفسده به وجود آوردند. در کمتر از دو قرن، وقوع دو جنگ جهانى، کار اینها بود. همین آقایان اروپاییها؛ همینهایى که دیروز در لوکزامبورگ نشستند و ریش هایشان را هم قد کردند و با هم حرف زدند و حکمت(!) صادر نمودند، دهها کشور دنیا را استعمار کرده‏اند. اگر استعمار و تضییع حقوق ملت ها گناه است، این گناه فقط بر گردن همین دولتهایى است که نمایندگانشان دیروز نشستند و راجع به ایران حرف زدند که حقوق بشر را رعایت کند!

... به خیال خودشان، دولت ایران را مى‏ترسانند و مى‏گویند ما گفتگوهاى انتقادى را قطع مى‏کنیم. به دَرَک که قطع مى‏کنید! اگر انتقادى هست، ما از شما انتقاد داریم. اسم این گفتگوها، از اوّل غلط بود. من از اوّل هم مى‏گفتم که بگویید این گفتگوها، انتقاد دو طرفه است. اگر انتقادات، انتقاد دوطرفه است، ما بیشتر از شما انتقاد داریم، تا شما از ما. شما چه انتقادى دارید؟ انتقاد شما به این است که چرا ما به اصول اسلامى خود پایبندیم! این، افتخار ماست.

ببینید دشمنان ملت ایران، چقدر وقیح ، ظالم، غیرمنصف، پررو و بددلند! دشمنان جمهورى اسلامى، این گونه ‏اند. البته ملت ایران که بزرگتر از این دشمنیها را دیده است، مثل کوه ایستاده است. مگر کسى اهمیت مى‏دهد که اینها چه گفته‏اند؟ البته دستگاه دولتى ما که بحمداللَّه مواضع بسیار خوبى در مقابل حرکت هاى زشت اینها داشته است، از حالا به بعد هم بایستى با کمال قدرت عمل کند و در مرحله اوّل، سفیر آلمان را فعلاً تا مدّتى نباید راه بدهد که به ایران بیاید. بقیه هم که مى‏خواهند به عنوان یک حرکت به اصطلاح آشتى‏ جویانه برگردند، مانعى ندارد. خودشان رفته‏اند، خودشان هم برمى‏گردند. دیدند که رفتنشان هیچ اهمیتى ندارد. اینها مى‏خواهند برگردند، مانعى ندارد؛ اما در رفتن سفراى ایران به کشورهاى آنها، هیچ عجله‏اى نباید بشود. باید سرِ صبر و فرصت ببینند چه چیزى مصلحت است؛ هر چه که عزّت اسلامى اقتضا مى‏کند - همان طور که همیشه گفته‏ایم - همان گونه عمل کنند.

این نکته را، هم اروپایی ها و هم دیگران بدانند. اروپا خیال نکند که ما به او احتیاج داریم؛ ابداً. ما به اروپا هیچ احتیاجى نداریم.ما کشور خودمان را مى‏توانیم بدون اروپا هم اداره کنیم. حالا فرض کنید، اگر چهار قلم کالاى لوکس و تجمّلاتى از فلان جا مى‏آید، نیاید؛ چه اهمیتى دارد. آنچه که مورد نیاز ملت ماست، در داخل تولید مى‏شود و اگر هم چیزى باشد که ما لازم داشته باشیم، خیلى از کشورها هستند که صف کشیده‏اند تا به ما بفروشند. چه نیازى به این چند دولت کشور اروپایى است که خیال مى‏کنند صاحب دنیا هستند؟! البته به نظر من، در این قضیه اینها فریب صهیونیست ها و امریکایی ها را خوردند؛ یعنى زیر فشار امریکایی ها قرار گرفتند، منتها نفهمیدند که با چه کسى طرفند. نمى‏دانند که ایران اسلامى، کشورى نیست که بشود آن را با این حرف ها از مواضعش پایین آورد، یا وادار کرد که در مقابل کسى تسلیم شود. ...کسانى که مى‏خواهند با ایران ارتباط داشته باشند، باید بدانند که اگر ارتباط، ارتباط استکبارى شد، ملت ایران پس خواهد زد.».

جالب آنکه دولت های قلدر غربی که پس از حکم دادگاه نمایشی میکونوس آن همه خط و نشان کشیده بودند حدود 10 ماه بعد مجبور شدند با وضعی ذلت بار به ایرن برگردند وسفیر آلمان هم (علی رغم عجله برای برگشتن) مجبور شد به عنوان آخرین سفیر اروپایی به تهران بازگردد.

شاید به همین دلیل بود که افکار عمومی ناخودآگاه رفتار رهبر معظم انقلاب را با آنچه حضرنت امام 7 سال پیش از آن در برخورد با سفرای اتحادیه اروپایی انجام دادند مقایسه کردند.

 حضرت امام در ماجرای فتوای صریح خود درباره مهدور الدم بودن سلمان رشدی که منجر به خروج سفرای دول اروپایی از کشور شده بود قاطعانه ایستادند که نتیجه این اقدام انقلابی ایشان پشیمانی این سفرای اروپایی و بازگشت ذلیلانه آنها به ایران با گذشت چندین ماه بود.


کلمات کلیدی: ایستادگی مقام معظم رهبری، دادگاه میکونوس، سفیر آلمان، خروج سفرای اروپایی، خروج سفیران کشورهای اروپایی، بحث انتقادی، انتقاد دو طرفه، بلوک غرب، امریکا اروپا غرب، ردپای صهیونیست ها، اصول سیاست خارجی از دید رهبری، تجمع مقابل سفارت آلمان، استراتژی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، رهبر در جمع کارگزاران نظام، خاصیت نظام ولایی، دیدار کارگران و معلمان با رهبری، سال 1376، استعمار غرب، حکم ارتداد سلمان رشدی، فتوای امام درمورد سلمان رشدی

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩ توسط مهدی | پيام ها ()