کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

خلاصه مطلب: ولایت علی بن ابیطالب (ع) اگر قرار است از مردم جدا بشود، باید ذهنیت مردم به ولایت عوض شود. مردم به این ولایت به چشم قداست نگاه نکنند. مردم از ولایت خسته بشوند. مردم به وسیله ی این ولایت به آرزوهای خودشان نرسند. مردم در مورد این ولایت شایعات متعددی بشنوند. در برابر این ولایت شخصیت های صاحب نفوذ قد علم کنند. تمام این کارها را میکنند تا مردم از ولایت محروم بشوند.


برخی از اهداف ایجاد فتنه از طرف باطل عبارتند از اینکه در میان مردم فحشا و فساد توسعه پیدا کند. مردم از هم پراکنده و دور شوند. این فتنه ها زمینه ی بی تفاوتی و سرگردانی و حیرت مردم را بوجود آورند وعامل کمرنگ شدن ارزشهای الهی شوند. باعث ذلت و خواری مردم شوند. اما درمیان فتنه ها شدیدترین، سختترین و پیچیده ترین فتنه کدام است؟ سخت ترین فتنه در آیه ی 25 سوره ی انفال آمده است. «وَ اتَّقوا فِتنَةَ لاتُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلموا مِنکُم خاصَّةً وَ اعلَموا اَنَّ اللهَ شَدیدُ العِقابِ» از فتنه ای بترسید که تنها دامن ظالمین را نمیگیرد. مردم از فتنه ای بپرهیزید که مثل زلزله و سیل، وقتی که بیاید تر و خشک را میسوزاند. فتنه در این آیه چنین فتنه ایست. همه را نابود میکند. ظالم و غیرظالم پیامدهای آن را میگیرند. این همان فتنه ای است که ولایت علی بن ابیطالب (ع) را هدف میگیرد. بعد از نزول این آیه پیامبر (ص) فرمودند که هرکس ولایت علی را قبول نکند گویی تمام انبیا را رد کرده است.

ولایت عامل وحدت است. وحدت عامل پیشرفت است. پیشرفت عامل عزت است. عزت عامل رسیدن امت به آرزوهایش است. امروز جهان اسلام یک جهان سوم فقیر و بیچاره است. مردم احساس عزت نمیکنند. تفرقه و اختلاف وجود دارد. چون ولایت در جهان اسلام محقق نشده است. اما سوالی که مطرح است اینکه ولایت چگونه از دست مردم گرفته شد؟ چه شد که حادثه ی عاشورا اتفاق افتاد؟

مهمترین سوره ای که در قرآن کریم روش های فتنه گران برای گرفتن ولایت را مطرح می کند، سوره ی توبه است. مخصوصا از آیات 30 به بعد، حدود 90 آیه در این مورد وجود دارد. پس این فتنه ولایت را هدف گرفته است. برای اینکه ولایت در جامعه عینیت پیدا نکند ، این فتنه گران از طریق تصرف اندیشه اقدام می کنند. یعنی تعادل ذهنی مردم را به هم می ریزند و بوسیله ی تغییر در نگرش و اندیشه ی مردم ولایت را از صحنه ی جامعه دور میکنند. این یک روش نرم و بدون سر و صداست. اما با چه روش هایی وارد ذهن مردم میشوند و اندیشه های مردم را تحت نفوذ خود قرار میدهند؟

مهمترین روش های جریان فتنه برای دور کردن مردم از ولایت:

اولین روش این است که بگویند ولایت هیچ قداستی ندارد. ببینید اهل سنت زیر بار عصمت پیامبران نمیروند. برای اینکه وقتی عصمت و قداست را از وجود مقدس حضرت محمد (ص) گرفتند به طریق اولی حضرت علی (ع) هم مقدس نیست. اگر برای پیامبر اسلام عصمت قائل شویم، قطعا علی بن ابیطالب معصوم است به نص آیه ی مباهله. و اگر علی به مقام عصمت تثبیت شود قطعا دیگر سب علی، توهین به علی، برخوردهای زشت با علی، متهم کردن علی در قتل عثمان و ترور پیغمبر اتفاق نمی افتد. و لذا اولین روش اینها قداست زدایی از ولایت است. پیامبر مقدس نباشد، علی مقدس نباشد، امام حسین (ع) هم وقتی مقدس نباشد می توان او را کشت. می توان زن و بچه اش را اسیر کرد. همین امروز در جامعه ی ما این روش وجود دارد. یک عده ای جمع میشوند به ولی فقیه توهین میکنند، شعار میدهند، علیه ایشان جوسازی می کنند، در همین انتخابات بعضا عدالت ایشان را زیر سوال میبرند. تمام اینها برای قداست زدایی از ولایت است. این یک روش قدیمی است. چرا که ولی فقیه در همان جایگاه ولایت رسول الله است. امروز مقام معظم رهبری فی النفسه خودش به عنوان یک فقیه عادل است ولی در جایگاه ولایت امیرالمومنین قرار گرفته است.

روش دیگری که توسط جریان فتنه دنبال می شود ایجاد شایعات زیاد در جامعه است. شایعه بصورت گسترده. دروغ به صورت فراگیر. آن قدر دروغ میگویند تا همه باور کنند که این سخن راست و درست است. زمانی که حضرت علی را در محراب کشتند مردم میگفتند مگر علی نماز هم می خواند؟ چگونه این شایعه جا افتاد؟ گفتند و گفتند و گفتند. پیر گفت. جوان گفت. شامی گفت. کوفی گفت. حجازی گفت. همه گفتند تا این دروغ جا افتاد. این یک روش قدیمی است و کاربرد هم دارد و باعث تحیر مردم می شود. باعث میشود که مردم دوست و دشمن را با هم جابجا کنند.

روش سوم رو در رو قرار دادن شخصیتهای معتبر با مقام ولایت است. بعد به این ها آدم اضافه میکنند. وقتی که در مقابل مقام ولایت تعدادی شخصیت قدیمی قرار گرفتند، مردم بطور خودجوش میگویند "اینها همه دروغ میگویند، این یک نفر راست میگوید؟ مگر میشود ابوسفیان، طلحه، زبیر، عایشه و این همه صحابه که کنار پیغمبر شمشیر زدند دروغ بگویند و علی فقط راست بگوید؟" یعنی یک سری شخصیت ردیف میکنند و ولایت را روبروی این شخصیتها میگذارند. همین اتفاق برای حضرت علی (ع) افتاد. برای امام حسن (ع) افتاد. برای امام حسین (ع) افتاد. برای اهل بیت (ع) افتاد. این اتفاق امروز هم افتاده است. شما ببینید مقام معظم رهبری یک طرف قرار گرفته و در طرف دیگر این آقا و این آقا و این آقا واین آقا. "اینها که همه خوش سابقه هستند. قبل از انقلاب زندان رفتند. عالم هستند. فقیه اند. یعنی واقعا امکان دارد همه اینها دروغ بگویند و این آقا فقط راست بگوید؟" شخصیت محوری درست کردند. ملاکهای حق را از مردم گرفتند و به جای ملاکهای حق شخصیت ها را گذاشتند؛ که شاخص قضاوت مردم کثرت شخصیت ها باشد نه خود حق. معاویه شخصیت های جهان اسلام را می خرید. یکی پانصد هزار دینار یکی یک میلیون دینار. گاهی به عمروعاص میگفت: "عمروعاص این عبیدالله بن عباس با اینها نمی آید من باید دخترم را هم روی این پولها بگذارم." و این کار را میکرد. شخصیت های صاحب نفوذ را میخریدند. آن وقت علی تنها میشد. چون علی نمیتوانست بخرد. علی وقتی که طلحه و زبیر آمدند شمع بیت المال را خاموش کرد ولی معاویه هم یک میلیون دینار میداد هم ناموسش را. امروز هم همینطور است. شخصیت ها را میخرند. امیرالمومنین فرمود: اصل الفتن حبّ الدنیا. ریشه ی این فتنه ها حب دنیاست.

کار دیگری که انجام میدهند این است که اجازه ی یک لحظه آرامش به نظام نمیدهند. هر روز یک بساطی درست میکنند. معاویه یک گروه چریکی درست کرده بود. خبر میرسید به امیرالمومنین اینها حمله کردند به آن شهر کشتند و زدند و بردند. تا امیرالمونین متوجه آن منطقه میشد، میگفتند فلان نقطه را هم زدند... اجازه نمیدهند تب سیاسی فروکش کند. میخواهند جامعه همیشه در بحران بماند. جامعه که در بحران ماند مردم خسته می شوند. مردم که خسته شدند دست از ولایت برمیدارند و میگویند "بابا این آقا را بردارید ما آرامش میخواهیم." همین کار را با علی کردند. مردم کوفه آرزو میکردند علی برکنار شود و معاویه بیاید. میگفتند "اگر معاویه بیاید ما یک شب راحت میخوابیم. از زمانی که علی آمده یک جنگ صفین بوده، یک جنگ جمل بوده، جنگ با خوارج بوده..." حالا این جنگها را علی راه انداخت؟ نه، خودشان راه انداختند. پس ببینید تب سیاسی را در جامعه نگه میدارند. جامعه دائما در بحران باشد. حالا زمان ما 16 آذر یک جور، روز قدس یک جور، 13 آبان یک جور، هفته ی بسیج یک جور، تشییع جنازه ی فلان آقا یک جور. نمیگذارند جامعه آرام بگیرد. همیشه میخواهند جامعه التهاب سیاسی داشته باشد. مردم از هم بپرسند چه خبر... چه خبر... چه خبر؟ بعد هم بگویند "ما خسته شدیم از این حرفها و مسائل و شعارها و تظاهرات... ول کنید دیگر حوصله نداریم." تعادل روانی مردم به هم بخورد و مردم احساس خستگی بکنند. این روش دشمن است. میخواهد ولایت را از مردم بگیرد. مردم راضی شوند به این که ولایت نباشد. و این جریان این کار را میکند با علی، با انبیا، با اولیا این کار را کرد. نشان میدادند، میگفتند "اگر میخواهید به آرامش برسید، این آقا نباشد... شما به همه چیز میرسید."

روش دیگر اینکه از نفوذی های خودشان در جریان حامی ولایت استفاده میکنند. شعارهای تند میدهند. حرفهای شدید میزنند. از انقلابی ها انقلابی تر میشوند. یعنی در جبهه ی خودی نفوذ میکنند، رهبری و ولایت این دستور را داده ولی اینها گوش نمیکنند. در پوشش دفاع از ولایت بر خلاف نظر ولایت عمل میکنند. اینها در طول تاریخ بوده اند. همیشه به ولایت کسانی لطمه زدند که شعارهای تند طرفداری از ولایت دادند. شعارهای افراطی. باید مواظب این گروه باشیم. خطر این گروه از خطر سایر روش ها کارسازتر است. مقام معظم رهبری میفرماید "توهین نکنید. ناسزا نگویید... به فلان کس توهین نکنید. اعتمادسازی کنید. دلهای مردم را به هم نزدیک کنید..." میبینیم یک آقا می آید پرشور و پر حرارت فریاد میزند... آقا فرموده توهین نکنید، این شخص هم توهین میکند، هم دم از رهبری میزند. در زمان اصلاحات یک هفته نامه چاپ میشد به نام شلمچه که مسئول آن مسعود ده نمکی بود. این هفته نامه بسیار تندرو بود. خیلی شعارهای تند میداد. حرفهای تند میزد. یک سرمقاله نویس داشت که آنقدر آتشین دفاع میکرد از ولایت و اصولگرایی وخط امام که حد نداشت. نیروهای اطلاعات این شخص را گرفتند معلوم شد که از نفوذی های منافقین بود. افراطی گری ممنوع است... اگر مرگ بر ضد ولایت فقیه را در جای خودش نگوییم کمک به جریان فتنه است. اگر مرگ بر منافق را در جای خودش نگوییم کمک به فتنه است. چون جریان فتنه التهاب و بحران روانی میخواهد. درگیری میخواهد. افراطی گری یا به خاطر جهل و نادانی است یا که طرف عامل نفوذی است و این کار را میکند. این افراطیون گاهی کارشان به جایی میرسد که میگویند به خاطر اینکه رهبر را از این ذلت نجات بدهیم برویم رهبر را بکشیم. وقتی که امام رضا (ع) ولایت عهدی مامون رو قبول کرد، شیعیان دوآتشه و افراطی آن زمان دور هم جمع شدند و گفتند "امام رضا مجبور شده. به خاطر اینکه حضرت را از این ذلت نجات بدهیم میرویم ترورش میکنیم." مگر امام رضا از مامون یا شهادت میترسید. یک حکمت و مصلحتی در کار بوده. میگوییم "آقا فرموده این جوری حرف نزنید." میگوید "آقا به مصلحت گفته... بگو... بیخیال." این حرفها یعنی چی؟ به هر مصلحتی که رهبری دستور داده باید اطاعت کنیم. افراطی گری هیچ ثمره ای برای ولایت ندارد.

روش دیگر سوء استفاده از اشتباهات است. در زمان پیامبر یکی از فرماندهان سپاه اسلام به نام عبدالله بن جهش، و ده نفر از مسلمانان مامور شدند برای جمع آوری اطلاعات و اخبار به سرزمین نخله بروند. اینها به طرف نخله حرکت کردند. ماه حرام بود و جنگ حرام بود. وقتی که داشتند میرفتند رسیدند به کاروانی از مشرکین. پیامبر فرموده بود جنگ ممنوع فقط بروید کار اطلاعاتی بکنید. اینها حرف پیامبر را گوش ندادند و شمشیر کشیدند. برخی را کشتند و تعدادی را اسیر کردند. غنایم را گرفتند و مغرورانه بازگشتند. به محض ورودشان به مدینه پیامبر فهمید که اینها چه کردند. این شد یک جنایت. مشرکین از این جنایت سواستفاده کردند و گفتند "این پیامبر شما که میگوید من از طرف خدا آمده ام حتی به اندازه ی دوران جاهلیت حرمت ماه های حرام را نگه نمیدارد. اگر دوران جاهلیت بود کسی نمیجنگید ولی شما به نام اسلام دارید میجنگید." از این جنایت سواستفاده کردند که بگویند پیغمبر حق نیست. آیه ی 217 سوره بقره نازل شد. «یَسئـَلونَکَ عَنِ الشَّهرِ الحَرامِ قِتالٍ فیهِ قـُل قِتالٌ فیهِ کـَبیرٌ... وَ الفِتنـَةُ اَکبَرُ مِنَ القـَتل...» از تو میپرسند از جنگ و کشتن در ماه حرام. بگو که کشتن در آن گناه بزرگی است... ولی فتنه از قتل بدتر است... بله این کار جنایت بوده ولی شما فتنه گرید و فتنه  ی شما از جنایت بدتر است. سواستفاده میکنند از اشتباهاتی که اتفاق میافتد. از اشتباهات عناصر خود سر. در کهریزک آدم کشتند. چقدر جوسازی کردند حیثیت نظام را زیر سوال بردند. توی بوق و کرنا کردند. بله این جنایت است. اخیرا هم حکمش صادر شده. کار زشتی است. بر خلاف نظر رهبری است. ولی کار شما که از این جنایت دارید سواستفاده میکنید، حیثیت نظام را زیر سوال میبرید، کار شما بدتر است.

بطور خلاصه پس ولایت علی بن ابیطالب (ع) اگر قرار است از مردم جدا بشود، باید ذهنیت مردم به ولایت عوض شود. مردم به این ولایت به چشم قداست نگاه نکنند. مردم از ولایت خسته بشوند. مردم به وسیله ی این ولایت به آرزوهای خودشان نرسند. مردم در مورد این ولایت شایعات متعددی بشنوند. در برابر این ولایت شخصیت های صاحب نفوذ قد علم کنند. تمام این کارها را میکنند تا مردم از ولایت محروم بشوند.

اگر ما بصیرت نداشته باشیم، عاشورا تکرار میشود و هزار سال دیگر یک عده ای مینشینند گریه میکنند و سینه میزنند و به کسانی که بصیرت نداشتند و ولایت را تنها گذاشتند نفرین میکنند. مثل نفرین امروز ما برای امت 1400 سال پیش. لذا باید بصیرتمان عمیق باشد و مواضع عاقلانه و خردمندانه ای را اتخاذ کنیم تا ولایت همیشه مقدس باقی بماند. همیشه پر تاثیر باقی بماند و همیشه برکاتش بر مردم نازل شود.

برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین تویسرکانی – هیئت انصار الامام رزمندگان کرج – دهه اول محرم 88

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()