کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

موسوی، در جدیدترین بیانیه اش که آکنده از الفاظ نامناسب و دروغ های شاخدار است، گامی بزرگ برداشته است و عملا انتساب خشونت گرایان روز عاشورا را به خود، پذیرفته است. موسوی در این بیانیه در مورد کسانی که کاری جز آشوب و اهانت انجام ندادند، می گوید:

“همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند”

و به صراحت آن ها را وابسته  به شبکه های خود اعلام می کند:

“و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند.”

به علاوه موسوی در این بیانیه، ضمن تکرار دروغ های تهوع آور خود، زیر گرفتن مردم و پرت کردن آن ها را به نیروهای مردمی نسبت داد، این در حالی است که با انتشار اسناد غیرقابل انکار از انجام این کار، توسط نیروهای وابسته به موسوی (که با این بیانیه موسوی رسما مسئولیت آن ها را هم بر عهده گرفته است) بیان چنین دروغ هایی، تنها از شان نداشته موسوی کم می کند و ارزش او را بین تعداد بیشتری از هوادارانش از بین برده است.

ضمن اینکه، موسوی با قبول این خشونت های وحشیانه، دست به تطهیر خشونت می زند و از این به بعد، راه را برای خشونت هوادارانش مهیا می کند تا کشور را به سوی شرایطی مانند افغانستان پیش ببرد.

تلاش موسوی برای نابودی کشور، علاوه بر آنکه نشان از عدم درک درست او دارد؛ نشان می دهد که او نمی داند که آتشی که برپا می کند، تنها مردم را نمی سوزاند؛ بلکه دامن گیر همه از جمله خود او خواهد شد، به همین دلیل به نظر می رسد با قبول رسمی مسئولیت این خشونت ها و توجیه آن ها، باید پیش از آنکه موسوی، لشکر طالبانی اش را پیش از این به جان مردم بیندازد، با او و همه محارابان به جان و دین مردم، برخورد ریشه ای صورت گیرد و مطمئنا با خشونت های بی حد و حصر یاران او در این روزها که بسیاری از حامیان دوآتشه او را هم به فکر فرو برده است و این بیانیه که، توجیه گر و پیام دهنده جنگ و خشونت داخلی است، عقلا هم به خطر او پی برده اند و هیچ عاقلی در برخورد با این خطر، شکی به خود راه نمی دهند.

علائم این خشونت پیش از این هم در بین گردانندگان اغتشاشات مشهود بود (حتما بخوانید) و جواد لاریجانی که از فعالان باسابقه عرصه سیاست است، به صراحت عنوان کرده بود که دوم خردادی ها به جایی رسیده اند که منافقین رسیده اند و متاسفانه این پیش بینی درست درآمد و بیانیه اخیر موسوی هم آن را تائید کرد و زنگ خطر نهایی را برای تمام کسانی که از خشونت در جامعه رویگردانند به صدا در آورد.

پ.ن 1: ممکن است دوستانی این سؤال برایشن پیش بیاید که موسوی به طور صریح از لفاظ اغتشاشگران و . . . برای هوادارانش استفاده نکرده است، چرا شما چنین عنوانی را به او نسبت می دهد، باید گفته شود که بله، هیچ کسی مستقیما الفاظ ناپسند به هواداران خودش نسبت نمی دهد، القاعده هم تروریست های خودش را “تروریست” نمی نامد و آن ها را مبارزان راه آزادی و . . . می خواند، اما همه جهان متوجه منظور او می شوند و صحبت های او را با عنوان “پیغام القاعده به تروریست ها” منتشر می کنند و کسی هم ایرادی نمی گیرد.
اینجا هم همین طور است و اگرچه موسوی آن ها را در الفاظ “عزاداران حسینی” !! و “مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند” پیچانده است، اما چه کسی است که چنین رفتارهایی را ولو از یک گروه کوچک از آن ها دیده باشد؟! که بخواهید آن ها را از خشونت گرایان جدا کنید؟!

خود موسوی هم چنین مرزبندی قائل نیست و تمام آن ها را به این صفت های دروغین منتسب می کند، در حالی که مردم در روز عاشورا از این جماعت، چیزی جز خشونت و توهین به عزاداران حسینی و شعارهای تند ندیده اند و همان طور که مردم، منظور القاعده را از صفت های دروغینش متوجه می شوند، منظور موسوی را هم می فهمند و از آن مهم تر اینکه، متوجه می شوند موسوی به صراحت، مسئولیت آن ها و وابستگی شان به خود را، پذیرفته است.

پ.ن 2: این بیانیه به روشنی، بار دیگر اذهان عمومی که خشمشان به سوی هاشمی روانه شده بود را به سمت موسوی خواهد برد و هاشمی را فعلا تا حدی نجات می دهد.

پ.ن 3: خدا می داند کسانی که در آستانه حذف در پیشگاه ملت هستند و مردود درگاه حق محسوب می شوند، چگونه این حرف ها را در دهان موسوی گذاشتند تا بخواهد امتیازی بگیرد و آن ها را از حذف شدن نجات دهد، به همین دلیل بود که برخی کارشناسات صحبت های دیروز عسگراولادی را نیز، در راستای همین تاخیر در حذف برخی اشخاص خاص! می دانند که با نزدیک شدن به چشم فتنه، صدای آن ها هم بلند شده است.

منبع

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()