کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

این عکس مرا به یاد برخی حرکات سایت جمهوریت می اندازد.همان سایتی که پایه گذارانش فرزندان آقای هاشمی و مسئولین دانشگاه آزاد بودند.در صدر سایت قسمتی وجود داشت که به طور متوالی یک جمله از فرمایشات امام خمینی(ره) و یک جمله از آقای هاشمی رفسنجانی در آن نوشته می شد و دیگر خبری از بیانات مقام معظم رهبری نبود. گویا در این عکس هم تقریبا همان اتفاق افتاده است.

 

منبع: مجله الکترونیکی روزانه

نوشته شده در تاريخ شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()
از دوری تو غمین و نالان هستیم
وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!

ما لشگری از سلاح روسی داریم
در دوز و کلک رگ ونوسی داریم
هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم
این هفته فقط نیا عروسی داریم

از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم
ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودنت که عادت داریم...

ما قیمت روز ارز را می دانیم
معیار بهای بورس در تهرانیم
فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است
هر روز دعای عهد را می خوانیم

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو
آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...
از آنچه که ما دوست نداریم نگو!
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد.


1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حا صل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حا لا نام راننده اتوبوس چیست؟

 

 برای دیدن جواب های درست به ادامه مطلب بروید...

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

* حسین کروبی فرزند مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی با رد در حصر بودن میرحسین موسوی گفت:او شهامت حضور در راهپیمایی 13آبان را نداشت.

حسین کروبی در گفت و گو با ایرنا تاکید کرد: ما اطلاع کافی داریم که میرحسین موسوی در حصر نبوده است و تنها نیروی انتظامی در اطراف فرهنگستان هنر حضور داشته است اما حصری در کار نبوده است.

وی ادامه داد: به هر حال هر فردی از ویژگی های خاصی برخوردار است و نباید ترس و نداشتن شهامت را با بیان ادله غیرمنطقی استتار کرد.

حسین کروبی گفت: چگونه پدر من می تواند در راهپیمایی حضور پیدا کند و حصری هم در کار نبود اما آقای موسوی همیشه در زمان راهپیمایی در حصر هستند؟

وی در خاتمه تاکید کرد: نباید به ملت دروغ گفت به هر حال این نوع عملکردها به روحیات اخلاقی هر فردی بستگی دارد.

منبع

* اغتشاشگران در روز 13 آبان با سلاح سرد به دکتر سید علیرضا مرندی نماینده اصولگرای تهران در مجلس و وزیر اسبق بهداشت، حمله کردند.

فرزند دکتر سید علیرضا مرندی چهارشنبه در گفت و گو با ایرنا حادثه را چنین شرح داد: پدرم حوالی ظهر راهی مطب بود که در خیابان مطهری (تقاطع خیابان سرفراز) عده ای از اغتشاشگران او را که سوار بر خودروی خود بود شناخته و به طرفش حمله می کنند.

سیدمحمد مرندی افزود: آشوبگران که از حامیان میر حسین موسوی بودند با در دست داشتن قمه ، چاقو و میله های آهنی به خودرو حمله کرده و شیشه ها و سقف آن را تخریب کردند.

وی توضیح داد: با اینکه مردم تلاش بر نجات دکتر مرندی داشتند اما بخاطر ترس از سلاح های اغتشاشگران نزدیک نمی شدند فقط از دور فریادهایی مبنی بر حمایت سر دادند. لحظاتی بعد با بازشدن ترافیک خیابان، پدرم سریعا از محل دور شد.

همچنین دکتر مردندی در گفت و گوی تلفنی با خبر 20:30 ضمن شرح جریان ماجرا اضافه کرد که این عده ایشان را با شعارهایی نظیر "مزدور" و "حکومت دینی نمی خواهیم" مورد خطاب قرار دادند. دکتر مرندی عنوان کرد که این عده مچ بندهای با رنگ خاص به دست بسته بودند و تا مدتی هم وی را با ماشین تعقیب می کردند و درحالیکه نیم تنه خود را از شیشه های خودروهایشان بیرون آورده بودند شعارهای خلاف می دادند.

دکتر مرندی همچنین گفت که رهبران این عده باید از اعمال و شعارهای این گروه ها اعلام برائت کنند و البته علی الظاهر آنها خودشان این عده را هدایت می کنند.

* تصاویر حضور بیشمار سبزها (حتما ببینید)

عکسی از مردم استکبار دوست

 

و تصویری از مردم استکبار ستیز

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

* پس از اینکه سران جنبش سبز از عدم هماهنگی تجمع کنندگان این جنبش در میدان هفت تیر در داشتن لباس ها و نمادهای سبز مطلع شدند، اعلام کردند که قرار است یک مدل لباس متحد الشکل برای این جنبش طراحی شود... یکی از اطرافیان دکتر خاتمی که خواست نام او فاش نشود اعلام کرد که تاکنون پیشنهادهایی در این مورد مطرح شده که از آن جمله می توان به لباس سوپرمن سبز، لباس اسپایدرمن سبز و لباس فتیله ای سبز اشاره کرد... وی افزود مشکل ما در مورد لباس سوپرمن و اسپایدرمن مسئله مالی بود... در مورد لباس فتیله ای هم نتوانستیم با عموقناد به توافق برسیم... لازم به تذکر است که پیش از این عموقناد مالکیت معنوی لباس عمو فتیله ای ها را ثبت کرده بود و بنابراین جنبش سبز برای استفاده از این لباس باید رضایت عموقناد را جلب می کرد که موفق نشد!!!

این فعال سبز اضافه کرد نهایتا یک پیشنهاد از طرف شیخ مهدی ک. بیان شد که مورد استقبال گسترده قرار گرفت و آن استفاده از لباس، کلاه و نقاب زورو بود. البته به رنگ سبز... وی با اشاره به اینکه به دلیل اینکه لباس زورو کلاه دارد نه روسری بنابراین برای خواهران مناسب نیست به همین علت خانم فائزه هـ. مسئول طراحی و تهیه لباس زورو با پوشش مناسب خواهران گردید...

به ادامه مطلب بروید...

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

"...نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا (هستیم)، این تفاله هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ کدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر از بهترین جوانان ما را که از بین بردند، اینها با افرادشان یک آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند. این اسباب این شد که مشت این ادعا کن‌ها که ما برای آزادی و برای کذا می خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهایی که می‌خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینکه، آزادی است! بی‌جهت نیست که در آن نقطه‌ای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا امریکا منسی بشود، یک دسته "الله اکبر " را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود..." (بخشی از بیانات حضرت امام در واکنش به شعارهای انحرافی اول انقلاب صحیفه امام ج 15 ص29)

----------

به ادامه مطلب بروید...

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

شاید این مطلب کمی طولانی باشد اما به یک بار خواندن می ارزد.. ضمن اینکه پاسخ های کوتاه و صریح صفار هرندی می تواند در زمان کری خوانی با سبزها برایتان موثر باشد. پس با دقت بخوانید:

به گزارش فارس محمد‌حسین صفار‌هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی بعدازظهر روز یکشنبه در نشست دانشجویی سالگرد 13 آبان در آمفی‌تئاتر دانشکده برق دانشگاه خواجه نصیر‌الدین طوسی حضور پیدا کرد که این نشست حاشیه‌هایی را به همراه داشت:



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

با سلام خدمت همه دوستان... ١٣ آبان امسال علاوه بر اینکه روز مرگ بر امریکاست، روز مجازات نوکران امریکا و اسرائیل هم هست... روز دهن کجی به همه آنهاییست که برای خوشایند امریکا و اسرائیل از هیچ عمل خلافی دریغ نکردند و انتخابات بزرگ مردم ایران را مخدوش جلوه دادند... کسانی عزت ملت ایران را برای به قدرت رسیدن خود پایمال کردند و رسانه های خارجی را محرم رازشان دانستند... روز ١٣ آبان با حضور خود و با شعارهای کوبنده به استقبال این وطن فروشان خائن می رویم... منتظر حضور سبز شما هستیم...

به متن زیر توجه کنید (لطفا ابتدا متن را با دقت بخوانید و بعد به مطلبی که به عنوان توضیح در ذیل آن آمده توجه کنید):



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

 

ما نداریم به جز کوی رضا بارگهی

به سر کوی تو با عشق و رضا آمده ایم

 

میلاد حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) مبارک باد

 

تو بر زخم دلم باریده ای باران رحمت را

تو را من می شناسم، منبع پاک کرامت را

 

(برای دریافت تصویر در اندازه بزرگ روی آن کلیک کنید)

 


به مناسبت ٨ / ٨ / ٨٨ سالروز میلاد امام رضا(ع): هشت شعر از هشت شاعر معاصر برای امام هشتم(ع)

نوشته شده در تاريخ جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

آقای شیخ مهدی کروبی از آن دسته آدمهاست که وقتی عصبانی می‌شود، خیلی خوب خودش را لو می‌دهد. چند ماهی بود که شیخ اصلاحات و دار و دسته‌اش ادعا می‌کردند مراجع عظام تقلید با آنها هستند و از آنها حمایت می‌کنند. کروبی و موسوی در ماه‌های گذشته نامه‌هایی را هم به مراجع و علما نوشته بودند و از آنها تقاضای کمک کرده بودند، اما در نهایت نه تنها هیچ مرجع تقلیدی از شیخ اصلاحات و موسوی حمایت نکرد، بلکه آنها به صراحت در برابر ادعاهای متعدد کروبی ایستادند و علیه او موضع گرفتند.
البته کروبی همیشه ثابت کرده است که برای رسیدن به قدرت حاضر است از همه اعتقادات خود بگذرد و حتی به همه آرمان‌های امام و انقلاب پشت بکند. وی پس از چند ماه ادعای دوستی و حمایت از مراجع تقلید، بالاخره روی اصلی خودش را نشان داد و با عصبانیت به مواضع اخیر مراجع از جمله آیت الله نوری همدانی واکنش نشان داده و نامه سرگشاده‌ای را به ایشان نوشته است.
کروبی در این نامه بدون اشاره به چهار سال دشمنی خود با دولت و سخنرانی‌ها و مخالفت‌های متعدد خود در دوران تبلیغات انتخاباتی، همه تقصیرها را گردن احمدی‌نژاد انداخته و ادعا کرده که در انتخابات اخیر از طرف احمدی‌نژاد به او تهمت و افترا زده شده و او اصلا هیچ کار خلافی مرتکب نشده و اصلا جایی علیه دولت صحبت نکرده و 4 سال تمام در روزنامه و شبنامه‌اش ادعا نکرده که در انتخابات قبلی تقلب شده بود!
وی همچنین تنها دلیل خدشه‌ی در انتخابات را این دانسته که مجریان انتخابات حامی دولت بودند! البته کروبی  در این نامه یادش رفت که اشاره‌ای هم به انتخابات دوره نهم بکند و بگوید چرا در آن انتخابات، با آنکه مجریان انتخابات همگی از حامیان خود او و اصلاحات بودند، او باز هم نتیجه انتخابات را قبول نداشت؟!
کروبی سپس به آیت الله نوری همدانی اعتراض می‌کند و می‌نویسد: "آیا در شرع مقدس محمدی (ص)، در فقه امام صادق (ع) و در فتوای شخص شما می‌توان صرفا ً با استماع یک طرف دعوی اینچنین قاطعانه حکم صادر کرد؟" این سوالی است که قبلا خود ما از آقای کروبی پرسیده بودیم که چطور ممکن است شما بر اساس شنیده‌ها و ادعاها، تهمت‌هایی را به نظام بزنید؟ که ایشان هم زحمت کشیدند و در این نامه جواب سوالات ما را دادند و مشخص کردند که ادعاهای قبلی وی ارزش چندانی ندارد، چون خود او هم یک طرف دعوی است و نمی‌تواند صرفا بر اساس شنیده‌ها و گفته‌ها قاطعانه حکم صادر کند!
البته کروبی در حالی به دیگران توصیه می‌کند که یک طرفه به قاضی نروند و حکم ندهند، که خود او و میرحسین موسوی تاکنون بارها یک طرفه به قاضی رفته‌اند. مثلا آنها بر اساس همین اطلاعات یک سویه، برای شهدای خیالی خود مراسم ترحیم گرفتند و حتی در مراسم ترحیم آن شهدا هم شرکت کردند که بعدا آن شهدای خیالی زنده شدند و آقای کروبی و موسوی را سنگ روی یخ کردند!
کروبی در پایان این نامه باز هم مثل همیشه به جای اثبات ادعاهای امروز خود، سوابق قبلی خودش را یادآوری می‌کند و می‌نویسد: من معتمد و نماینده امام بودم، موسوی هم معتمد و  نخست وزیر امام بود و...
منطق یعنی این. من مانده‌ام پس اصلاح‌طلبان چرا این همه ادعای روشنفکری و آزاداندیشی و عقل‌گرایی دارند؟ و چرا به جای اثبات امروز خود، تا این اندازه از امام و سوابق دیروز خود مایه می‌گذارند؟‌ این با کدام منطق و استدلال علمی و عقلی قابل اثبات است که چون من 20 سال پیش نماینده امام بودم و موسوی هم نخست وزیر امام بود، پس حق با ماست و امروز هر کاری دلمان بخواهد می‌توانیم انجام بدهیم و کسی هم حق ندارد به ما بگوید بالای چشمتان ابروست.
دقیقا به خاطر همین طرز فکر است که خدا را شکر می‌کنم چنین آدم‌هایی برای همیشه از صحنه قدرت کشور کنار گذاشته شده‌اند و خوشحالم که مردم ما به آن اندازه از بصیرت رسیده‌اند که دیگر فرصت را به آنها نمی‌دهند. هرچند همیشه با خودم فکر می‌کنم که مردم ایران چه گناهی کرده بودند که در دوره‌ای رییس مجلس آنها باید آدمی مثل کروبی باشد؟!
به هر حال آن روزها گذشته و دیگر محال است مغزهای متفکر و نخبه‌ای چون شیخ اصلاحات به ریاست مجلس و یا ریاست جمهوری ایران برسند و یکی از صندلی‌های قدرت این مملکت را اشغال کنند. اما وی هنوز هم از مردم ایران طلبکار است و سوابق خودش را مثل چماق بر سر ما می‌کوبد. شیخ اصلاحات هر کجا کم می‌آورد فورا یاد امام می‌افتد و سوابق 20 سال قبل خود را برای توجیه رفتار امروز خود به خاطر می‌آورد. او حتی برای توجیه پول گرفتن از شهرام جزایری هم به امام متوسل می‌شود!
آقای کروبی عزیز! فکر نمی کنم کسی به اندازه شما و دوستانتان امام خمینی را فدای بازی‌های سیاسی خود کرده باشد. شما هر کجا لازم باشد، تمام آرمان‌های امام را زیر سوال می‌برید و هرکجا هم لازم باشد، عکس امام را به دیوار خانه‌تان می‌کوبید و ادعا می‌کنید که تنها دوستان واقعی امام شما هستید. اشکالی ندارد. ما قبول می‌کنیم که شما روزی روزگاری نماینده امام بودید، در این مساله حرفی نیست، اما می‌شود از شما خواهش بکنیم لااقل یک مدرک و یک نامه و یک سخنرانی از امام راحل به ما نشان بدهید که شما را نماینده‌ی تام‌الاختیار و مادام‌العمر خود قرار داده باشد و زیر آن نوشته باشد که ای مردم ایران، تا صد سال آینده آقای کروبی هر کاری کرد من آنرا تایید می‌کنم و شما هم حرف او را گوش کنید؟!
و یا شما جناب آقای موسوی، نخست وزیر و یار و یاور همیشگی امام، شما هم لطف کنید یک مدرک از امام خمینی برای ما بیاورید که نامه نوشتن شما را به آقای منتظری توجیه کرده باشد! آن وقت ما هم خفه می‌شویم و با جان و دل، اختیارات و امتیازات ویژه‌ و حق وتوی شما دو نفر را به رسمیت می‌شناسیم!

 

منبع: مجله الکترونیکی روزانه شماره ١١٢١

 

ته دیگ: مطالبی پیرامون حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات (از وبلاگ به یاد عباس):

حاشیه‌های حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات

اراذل همراه کروبی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (عکس)

کروبی با شعار "مرگ بر منافق" به بیرون از نمایشگاه رانده شد. (عکس)

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

یکی از دوستان نوشته بود این که آ.احمدی نژاد در مناظره، اسم آ.هاشمی و... را آورد، «شروع بی قانونی» بود و... . در جواب نوشته بودم:

ما در دنیای رسانه خیلی مظلوم ایم. خیلی! تبلیغات دشمن چنان اثری حتی روی ما گذاشته که فکر می کنیم حالا یک اشکالاتی این ور هست، یک اشکالاتی آن ور هست، چون این ور اشکالاتش کمتر است، ما طرفدار این ور ایم. می گوییم «احمدی نژاد اشتباه کرد که در مناظره اسم آورد، موسوی هم اشتباه کرد که آن مواضع را گرفت». در حالی که درستش این است که همین اشتباه احمدی نژاد (اسم آوردن از کسانی که اتهام شان ثابت نشده) را هم موسوی ده برابر بدترش را کرده.
اتفاقی که در مطرح کردن نام آ.هاشمی در مناظره افتاد، «شروع بی قانونی» نبود. آقایان گذشته از 4 سال که بی سابقه رئیس جمهور را هر روز مسخره کردند و به او تهمت زدند، در همین چند ماهه ی آخر، همین کار را بارها و بدتر انجام داده بودند.
مگر آ.محصولی به خاطر پرونده ی نفت اردبیل در دادگاهی محکوم شده که آ.موسوی هرجا می رفت مطرح می کرد؟! مگر اختلاس آ.احمدی نژاد در شهرداری در دادگاهی ثابت شده که آ.موسوی و آ.کروبی و دوستان شان هی آن را مطرح می کردند که نمی دانم چند میلیارد را احمدی نژاد بالا کشیده؟!
آمده اند رئیس جمهور قانونی مملکت را که شهره ی پاکدستی است، به دزدی  متهم می کنند، آن وقت چون آ.احمدی نژاد اسم پسر آ.هاشمی را در مناظره آورده و گفته «پسرهای اقای هاشمی چکار می کنند در کشور؟! بی قانونی در پسران بعضی از همین اقایانی است که امروز از شما حمایت می کنند .پسر اقای ناطق چطوری میلیاردر شد؟ خود اقای ناطق چطوری دارد زندگی می کند؟ اینها حامیان شما هستند. بی قانونی انهاست»، بگوییم آ.احمدی نژاد بی قانونی را شروع کرد؟!
روشن است که بحث من این نیست که این کار خوب بوده، بلکه این است که همین بی قانونی را هم اولاً آن ها شروع کردند؛ ثانیاً به شکلی مفتضح تر؛ چراکه آنها اتهامات دروغ اثبات نشده در دادگاه را نسبت دادند به فردی پاک، و آ.احمدی نژاد اتهامات درست اثبات نشده در دادگاه را. اتهاماتی که مرغان آسمان هم از آن باخبر بودند و لذا فردای مناظره کسی نمی گفت «فهمیدی احمدی نژاد چه گفت؟» همه می گفتند «فهمیدی احمدی نژاد جرئت کرد بگوید؟».
این رویکرد را در صحبت های آقا ببینیم. آقا تازه در شرایطی که برای آرام کردن کشور اقتضای طبیعی این بود که بیشتر نامزد غالب و نزدیک به خود را بکوبد و بیشتر از کسانی که پشت این فتنه ها هستند دلجویی کند، اما باز حتی در این مورد (اشتباهات مناظره) هم انصاف را کامل رعایت کردند و بار انتقادشان بیشتر به آن طرف بود یا حداکثر مساوی.
این بیانات را بار دیگر بادقت بخوانیم . یک قسمت هایی را هم برای توجه دادن بیشتر به منظورم سبز و قرمز یا Bold کرده ام:
در مواردى انسان می دید که در این مناظره‏ ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعیف می شد؛ جنبه‏ ى احساساتى و عصبى پیدا می کرد؛ جنبه‏ى تخریبى غلبه پیدا می کرد؛ سیاه‏ نمائى وضع موجود به شکل افراطى در این مناظره ‏ها دیده شد؛ سیاه ‏نمائى دوره ‏هاى گذشته هم در این مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد که در جائى اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بى‏انصافی هائى احیاناً دیده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله.
این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهاب‏آور و نگران‏ کننده بود، که البته از هر دو طرف هم بود.
هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترک بودند. از یک طرف
صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونى کشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من میدیدم یا گاهى مى‏شنیدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مى‏بینیم می دانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.
این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگرى انجام گرفت. کارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد که اینها شخصیتهاى این نظامند؛ اینهاکسانى هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچ وقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسى متهم به فساد مالى نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائى دارد، بایستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمی شود اینها را رسانه‏اى کرد. اگر چیزى اثبات بشود، فرقى بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمی شود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتى اینجور حرفها مطرح می شود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آید، جوانها چیز دیگرى خیال میکنند، چیز دیگرى می فهمند.

 

منبع: http://e-hadisenafs.blogfa.com/post-69.aspx

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()