کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

درباره ما  داستانی که چند نویسنده داشت!

بله این عنوان یک وبلاگه که طبق گفته خود وبلاگ "افسانه جن و پری داستانی است دسته جمعی ... به این صورت که به ترتیب لیست آمده در گروه نویسندگان هرکسی دنباله نوشته فرد قبل را به دلخواه ادامه می دهد بدون آنکه از پایان داستان خبر داشته باشد ! بنابراین ما هم مثل شما منتظریم ببینیم در ادامه چه اتفاقی می افتد !"

به دوستان توصیه می کنم که به این وبلاگ سری بزنند. البته در ادامه توضیحات آمده  "این وب صبح روزهای شنبه و عصر روز های سه شنبه به روز می شود"

خوب توضیحات خود وبلاگ گویاست بنابراین من هیچ توضیح اضافه ای نمی دم و منتظر قسمت های بعدی می مونم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

"تعدادی از آقایان سبزپوش طرفدار موسوی که با کف و سوت قصد اخلال در راهپیمایی عظیم مردم را داشتند، در دست‌های خود بطری‌های آ‌ب آشامیدنی نیز حمل و در مواردی آشکار روزه خواری می کردند. احیاناً اینان فراموش کرده‌ بودند که حداقل برای ظاهرسازی، روزه خواری خود را پنهان کنند." (خبرگزاری فارس)

روز قدس امسال دچار حساسیت هایی شده بود که عامل آن نابخردی سبزها در جهت به هم ریختن راهپیمایی بزرگ این روز بود که البته موفق هم نشدند. هرچند رسانه های همسو با این جریان خیلی روی این قضیه تمرکز کرده بودند اما این قضیه در مقابل حرکت امروز ملت بسیار کم اهمیت بود. تعجبی ندارد که مثلا cnn از بین آن همه شعار فقط چند شعار سبزها راشنیده باشد.

اگرچه سبزها به حضور هزاران نفر در تجمعاتشان می نازیدند اما قریب به اتفاق جمعیت میلیونی امروز همان هایی بودند که با حضورشان گفتند که هنوز هم به نظام اسلامی وفا دارند و حرکت های احمقانه جنبش سبز را برنمی تابند (وگرنه یا نمی آمدند یا اینکه سبز می بستند)

در واقع آن هایی که می خواستند که از حضور مردم برای منافع خود استفاده کنند نتوانستند در خوش خدمتی به اربابان اسرائیلی خود به توفیقی دست یابند. و دلیل آن هم مشخصا عدم پشتوانه مردمی آنها بود.

همچنین مراجعه کنید به: رسایی: مردم ایران جواب دندان‌شکنی به دوستان اسرائیل دادند

نکته: هاشمی هم به موقع موضع خود را مشخص کرد. احتمالا هاشمی به خوبی می دانست که سبزها در این راهپیمایی هیچ دستاوردی نخواهند داشت.

نکته ای دیگر: دوستانی که عقیده داشتند که روز قدس می تواند محکی برای میزان حمایت مردم از موسوی باشد تا اینکه برای دستگیری موسوی تصمیم گرفته شود، جواب سوال خود را دریافت کردند.

خبرگزاری فارس واکنش مردم به حضور موسوی، کروبی و خاتمی و بطری‌های آب آشامیدنی را به خوبی بیان کرده است. که بخشی از آن را در اینجا می آورم:

"راهپیمایان هنگام دیدن خودروی حامل موسوی با سر دادن «شعارهای مرگ بر منافق» و «مرگ بر ضد ولایت فقیه» و شعار مرگ بر ... اعتراض خود را نسبت به عملکرد وی در حوادث اخیر پس از انتخابات نشان داده و مانع از حضور وی در صفوف بهم فشرده خود شدند."

"محمد خاتمی نیز که قصد داشت در حوالی دانشگاه تهران با پائین‌آمدن از خودروی خود به جمع راهپیمایان بپیوندند، پس از پایین آمدن از خودرو با خشم مردم شرکت‌کننده در این راهپیمایی روبه شد که شعارهای "مرگ بر ضد ولایت فقیه "، "مرگ بر منافق "، "منافق برو بیرون " و مرگ بر ... را روانه وی می‌کردند."

"کروبی نیز که سعی داشت از حوالی ساختمان متعلق به روزنامه اعتماد ملی واقع در خیابان کریم‌خان زند به راهپیمایان بپیوندد با شعارهایی از جنس همان شعارهای مردم در واکنش به خاتمی و موسوی (مرگ بر منافق و مرگ بر ضدولایت فقیه و مرگ بر ...) مواجه و در اثر اعتراض مردم مجبور به ترک صحنه شد."

"اعتراض‌های صریح و سریع مردم به خاتمی، کروبی و موسوی که در پاسخ به اظهارات اخیر این افراد مبنی بر استفاده ابزاری از روز قدس به منظور پیگیری مطالبات سیاسی جریان متبوعشان صورت می‌گرفت، موجب شد که جملگی صحنه را ترک کرده و عطای حضور را به لقای حفظ تتمه آبرو ببخشند. "

"جمعی از طرفداران موسوی صورت خود را با پارچه‌های سبز پوشانده و با کف و سوت و هو کردن در حال پیمودن مسیر خیابان انقلاب و در پاره‌ای از اوقات درگیری با راهپیمایان و نیروی انتظامی بودند که سرانجام سیل خروشان شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی با حلقه زدن دور این افراد و سر دادن شعارهای "مرگ بر منافق "، "مرگ بر جیره‌خوار " و ... آنها را مشایعت کرده و در نهایت در چهارراه کالج، خیابان قدس، خیابان فلسطین و سایر خیابان‌های منتهی به خیابان انقلاب و خیابان آزادی آنان را به بیرون از مسیرهای راهپیمایی هدایت کردند.
این افراد که در طول این مسیر با شعارهای تحریک‌آمیز و با استفاده از چوب پرچم قصد درگیری با مردم و اخلال در روند راهپیمایی داشتند، با تیزبینی مردم و بدون درگیری به بیرون از مسیر راهپیمایی هدایت و در نهایت متفرق شدند."

بله عزیزان باید گفت که اگرچه جریان اصلاحات طرفداران زیادی در داخل داشت اما وقایع اخیر موجب ریزش بسیاری از حامیان این جریان شد اگرچه هنوز هم طرفداران متعصب این جریان به دامن زدن به شایعات مشغول اند و هنوز هم عناصر مخالف نظام از این جریان حمایت می کنند.

ته دیگ: چند روز پیش با یکی از دوستانی که در انتخابات طرفدار موسوی بود صحبت می کردم. می گفت اولین چیزی که بسیار باعث تعجب من شد این بود که میرحسین همان شب انتخابات اعلام پیروزی کرد و ...

یا حق

 

به نقل از پرونده های سبز

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٧ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

مدت ها بود که می خواستم بپرسم که چرا رهبران جریان سبز در پیگیری آسیب های رسیده به عده ای از هموطنان در وقایع اخیر، خود را به جای مدعی العموم می دانند... البته آنها پیگیر همه آسیب دیده ها یا کشته شده ها نیستند بلکه مثلا در مورد کشته شدگان پیگیری آنها تنها مربوط به دو دسته است: 1- آنهایی که در جریان اعتراضات طرفدار جریان سبز بودند و 2- کشته شدگان خیالی! که عده ای نااهل برای ضربه زدن به منافع ملی و بین المللی در مورد آنها شایعات بسیاری را پخش کرده اند.

دیدیم که حتی در این موارد هم موفق نبوده اند بطوریکه خانواده بعضی کشته شدگان برای جلوگیری از سوءاستفاده جریان سبز از برگزاری مراسم چهلم فرزندانشان خودداری کردند و مظلوم واقع شدن نظام در جریانات اخیر را عنوان کردند. یا در موردی دیگر برای آدم زنده ختم گرفتند(!) و خودشان هم برای تسلی خانواده آن مرحومه(!) در مراسم ختم شرکت کردند.

در واقع بخشی از پاسخ سوال مطرح شده در ابتدای مطلب را می توانید در مطلبی که در اینجا خواهم آورد بخوانید. این مطلب را با عنوان سبزها و تغییر مکرر زمین بازی از وبلاگ محمد مهدی اسلامی نقل می کنم. (می توانید به اینجا مراجعه کنید)

"استتار شکست با تعریف یک بازی جدید، روش چندان نوینی نیست؛ روشی که این روزها اغتشاشگران به آن متوسل شده اند. اگر تنها به سه ماه پیش باز گردیم، روزهایی که آشوب های خیابانی رقم خورد و به رغم تذکر مکرر خیرخواهان برای طی مسیر اعتراض از مسیر قانونی و پرهیز از برانگیختن احساسات هواداران، لشگر کشی های خیابانی با پوشش خبری لحظه به لحظه بی بی سی و صدای آمریکا شکل گرفت، به یاد خواهیم آورد که بهانه نپذیرفتن رای اکثریت از سوی موسوی و کروبی و حامیان اصلی آنها، ادعای تقلب بود. در این مسیر هر روز ادعایی تازه مطرح گشت و یک به یک پاسخ گرفت تا سرانجام اردوگاه موسوم به جنبش سبز، ناگزیر از جایگزین نمودن شور به جای شعور گشت.

در میانه این کشمکش میان قانون شکنان و مجریان قانون بود که برخی اشخاص کشته و زخمی شدند. البته این تلفات از هر دو سو بود، از میان سبزها و مجریان قانون.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

نامه ای برای تبرئه متهمان انفجار نخست وزیری

روزنامه ایران در شماره چهارشنبه 25 شهریور 88 منتشر کرد:

نامه 60 تن از چهره‌های سیاسی به امام انتشار یک سند تاریخی برای اولین بار نامه ای برای تبرئه متهمان انفجار نخست وزیری

"بهزاد نبوی با برخورداری از اهرم‌های فشار گوناگون توانست مانع از رسیدگی کامل به پرونده گردد. یکی از پشتیبانان او در این عرصه، موسوی خوئینی‌ها بود. او مانع از بازجویی از حجاریان و نبوی می‌گردد و حتی آنگونه که برخی از حاضران نقل می‌کنند، خوئینی‌ها با جعبه شیرینی به دیدن متهمین می‌رود و آنها را دعوت به استقامت کرده و از رهایی نزدیک آنها خبر می‌دهد."

برای مطالعه متن کامل این خبر به اینجا مراجعه کنید.

 

تکمیلی: آیت الله دری نجف آبادی در  مصاحبه ای در این مورد نکاتی را بیان کرده که می تواندی از اینجا بخوانید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

بالاخره گزارش هیئت سه نفره رسیدگی به نامه کروبی منتشر شد.

مشروح گزارش را از لینک زیر بخوانید:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806210858

یا

http://www.jahannews.com/vdchxmn-.23nmwdftt2.html

در اینجا به چند نکته از متن گزارش اشاره میکنم:

(ادامه مطلب در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

یکی از دوستان کامنتی گذاشته بود که:

"خبرگزاری سی.ان.ان داره یک نظر سنجی رو انجام میده که به لطف همبستگی دشمنان و پراکندگی ما 95% افراد رای به تقلب در انتخابات دادند و تنها 5% صحت انتخابات رو تایید کردند.
برای خودمون باید متاسف باشیم.
شما هم به آدرس زیر بروید و برای حمایت از حق رای به درستی بدهید. یعنی در واقع گزینه ی ((بله)) رو انتخاب کنید و به دوستان خود هم سفارش کنید که حتماً شرکت کنند.

http://internationaldesk.blogs.cnn.com/2009/06/15/monday-poll-3
در ضمن اگر تا به حال علیه موج مجعول و باطل سبز ، به موج قانون نپیوسته اید ، حتماً علیه آقای
میر حسین موسوی شکایت خود را در پایگاه مجازی موج قانون ثبت کنید و به دوستانتان نیز سفارش کنید:
www.mojeghanoon.com

..." (حبیب اله)

علاوه بر اینکه بنده دوستان رو به مراجعه به لینک های عنوان شده، تشویق می کنم، می خواستم درمورد نظرسنجی CNN نکته ای رو بگم. جامعه هدف این نظرسنجی اون قدر غیرمنصفانه است که نتیجه نظرسنجی از قبل معلومه. همونطور که قبل از انتخابات هم دیدیم که نظرسنجی های فیس بوک هیچکدام تطابقی با نتیجه واقعی و نظرسنجی های معتبر نداشت. دلیلش هم مشخصه: انتخاب نامناسب جامعه هدف... یا به بیان دیگر می توان گفت که این نظرسنجی ها برای مجموعه مشخصی از افراد، معتبر است و قابل تعمیم به کل نیست به عبارت دیگر در بیان نتیجه نظرسنجی باید گفت:

مثلا "92% افراد بازدیدکننده از سایت CNN نتیجه انتخابات ایران را منصفانه نمی دانند."

و غلط است اگر بگوییم:

مثلا "92% کاربران ایرانی ..." یا امثال آن.

در مورد نظرسنجی های فیس بوک هم همینگونه بود:

"80% از کاربران ایرانی عضو فیس بوک به میرحسین موسوی رای می دهند." (این گفته مربوط به قبل از انتخابات است)

یادم می آید که در جریان جنگ غزه هم سایتی برای نظرسنجی تشکیل شد که جالب بود که نتایج اگرچه حدود 52-48 به نفع اسرائیل بود و اگر نظرات را میدیدی اکثز کسانی که از اسرائیل حمایت کرده بودند از چند کشور خاص نظر امریکا و اسرائیل و انگلیس و استرالیا بودند درحالیکه رای دهندگان به حماس از کشورهای متنوع و مختلفی بودند. خوب این هم از خواص داشتن قدرت و تکنولوژی است...

همین الان یک فکری به ذهنم... من هم یک نظرسنجی مشابه در وبلاگ قرار می دهم لطفا شما هم نظر بدهید.

یاعلی

نوشته شده در تاريخ شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

یک سوال: چرا آقایان و جریانات مغلوب در انتخابات و جریانات ضدانقلاب داخلی و خارجی و رسانه های آنها برای اثبات ادعاها و نظرات خود از یک فضای فوق العاده تبلیغاتی غیرمنطقی و احساسی متکی به شایعات و دروغ پردازی ها استفاده می کنند؟ مثلا دروغ تقلب بزرگ!، شایعات مربوط به کشته شدن بعضی افراد (مثل علیرضا توسلی)، نسبت دادن شایعاتی به بعضی از علما و روحانیون (مربوط به چرایی عدم حضور آنها در مراسم شبهای احیا)، نامه جنجالی کروبی، گورهای بی نام و امثالهم... که همه و همه برای تایید خودشان و بدنامی دیگران عنوان می شود.

در اینجا صرفا میخواهم یک بحث نظری رو بطور خلاصه مطرح کنم و ارتباط اون با مسائل سیاسی امروز به عهده خودتون...

وضعیت افرادی که به دروغ و شایعه روی می آورند، از یکی از این سه حالت خارج نیست:

١- یا اینکه از ابتدا به عقاید و مسیر حرکت خود اعتقاد ندارند و صرفا برای فریب مردم این پرچم را علم کرده اند تا از آن به مال یا مقام و امثال آن دست یابند.

٢- یا اینکه به عقاید خود معتقد هستند اما اطمینان آنها به این مسائل شکننده و ضعیف است و سعی دارند در گرد و غبار شایعات و احساسات، خود و دیگران را قانع کنند.

٣- یا اینکه به افکار و نظرات خود اطمینان کامل دارند اما از جایگاه و بستر مردمی برخوردار نیستند و به عبارت دیگر مقبولیت لازم را ندارند، بنابراین سعی دارند تا از این طریق برای خود کسب محبوببیت کنند.

نکته١: یکی از سوالاتی که مطرح میشود این است که بالاخره یک حرفی زده می شود و یک تکذیبیه ای هم می آید. کدام را باور کنیم؟ طبیعی است آن را باید قبول کرد که مدرک معتبر و قابل قبول برایش ارائه شود. طبیعی است برای خبری که مدرکی برایش ارائه نشده باشد، عبارت شایعه کاربرد دارد. پس اگز مدرکی ارائه شود کاملا قابل قبول خواهد بود.

نکته٢: منطقا کسی که ادعایی را مطرح میکند، باید آن را اثبات کند، نه اینکه منتظر باشد تا دیگران خلاف آن را اثبات کنند!

ته دیگ: مطلبی خواندم در یکی از وبلاگ ها که هم به این مطالب بی ربط هست و هم بی ربط نیست... بخصوص آخرش که خواب اون پیرمرد بود خیلی باحال بود. بد نیست شما هم سری بزنید: یک افسانه ی مریخی !

 

به نقل از پرونده های سبز

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

ادامه از قسمت سوم

11- اما نکته مهمتر اینه که قطع به یقین عدم اعلام شماره شناسنامه و نام پدر و به عبارت دیگر مشخصات کامل دو دلیل عمده داره. اولا اینکه از طریق ثبت احوال قابل پیگیری نباشه... ثانیا اینکه اگه فردا روزی یه نفر پیدا شد که گفت من فلانی ام، بگن نه تو هم اسم اونی، خود اون نیستی! مگر میشه یک نفر یکی از اعضای خانواده اش رو از دست بده، بعد بیاد اسمش رو اعلام کنه و خیلی جالب در برخی موارد رشته تحصیلی یا شغل یا تحصیلات طرف عنوان بشه اما مثلا نام پدر یا شماره شناسنامه اش مبهم باشه!

12- نکته آخر اینکه از آنجا که تعدادی از اسامی این لیست کاملا واقعی و اثبات شده اند، مدعیان این لیست برای اثبات ادعایشان به این افراد اشاره می کنند و می گویند که بقیه هم مثل همین ها!!! مثلا در عکسی که سایت مشارکت در کنار این لیست قرار داده تنها عکس افرادی که شهادتشان مورد اثبات قرار گرفته نطیر آقاسلطان، روح الامینی و سهرابی به چشم می خورد و از بقیه افراد که نامشان برای اولین بار به چشم می خورد حتی یک عکس هم نگذاشته اند...

اگر نکته دیگری در جای دیگری به چشمم خورد سعی می کنم اضافه کنم

همانطور که از ابتدا گفتم در اینجا هدف نفی یا اثبات شهادت تک تک افراد این لیست نبود بلکه ابهامات موجود عنوان شد

والسلام

 

ته دیگ: چه جالب این مطلب چقدر دچار تقدس شد: ١٢ نکته داشت، لابد به نیت ١٢ امام!!!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

ادامه از قسمت دوم

8- حمید مداح شورجه، که تاریخ شهادتش 25 خرداد است و عنوان شده که چند روز پس از آزادی در اثر جراحات شهید شده. نکته اینجاست که ایشان اگر 24 خرداد آزاد شده باشد شهادتش میشود یک روز بعد از آزادی... اگر 23 خرداد آزاد شده باشد می شود دو روز بعد از آزادی... پس لابد در روز انتخابات یا قبل از آن آزاد شده که چند روز بعد از آن شهید شده... حالا با این حساب کی دستگیر شده که 22 خرداد آزاد شده باشه و الی آخر... حتی حساب و کتاب های این لیست هم درست نیست.

9- ماجرای پر طول و تفصیل ندا آقاسلطان هم که مشخص است. آن قدر سایت ها و رسانه های مختلف درباره اش نوشته اند که اینجا نیازی به توضیح ندارد. فقط ذکر یک نکته که در این لیست علت شهادت وی اصابت گلوله یک لباس شخصی به قلبش عنوان شده درحالیکه آرش حجازی (شاهد ماجرا!) در اظهارات دائما متغیرش یک بار در واشنگتن پست گفته بود که شلیک کننده یک آدم سبیل کلفت! بود که مردم دستگیرش کردند، اما فریاد می زد که غلط کردم... نمی خواستم اینکارو بکنم... بعد هم نمی دونیم چطور شد که رها شد و در رفت... جالب اینجاست که اولین سوالی که مطرح شد این بود که چرا کسی از ضاربی که برای چند لحظه! دستگیر شده بود هیچ عکس یا فیلمی نگرفت...

10- چند اسمی که جلوی آنها هیچ توضیحی درج نشده. بالاخره اگر اسمی به دست آقایان رسیده لااقل برای اینکه بدانند که این مورد واقعی است یا نه بایستی بپرسند که مثلا فلانی چطور کشته شده یا کجا کشته شده؟ اعلام اسامی بدون هیچ توضیحی نشان دهنده این است که (با فرض درستی لیست) یک نفر به آنها یک اسمی داده و گفته که این کشته شده و تهیه کنندگان لیست هم بدون هیچ توضیح و دلیل و اما و اگری این حرف را پذیرفته اند و نام آن فرد را در لیست قرار داده اند. تعداد این اسامی 5 عدد است.

البته یک دلیل دیگر هم می توان متصور شد که جاعلان این اسامی مثلا برای اینکه کسی به لیستشان شک نکند و نگوید که اینها همه چیز را می دانند و این قبیل موارد تعدادی اسم بدون توضیح هم در لیستشان گنجانده اند...

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

ادامه از قسمت اول

5- سرور برومند 58 ساله و فاطمه رجب پور 38 ساله که در خیابان جناح شهید شدند. البته در عنوان این لیست آمده شهدای جنبش سبز اما فکر نمی کنم این دو، شهید جنبش سبز باشند. چرا؟ اگر یادتون باشه همون روزهای ابتدایی بعد از انتخابات به یک پایگاه بسیج در خیابان جناح توسط عده ای افراد مسلح حمله شد که این افراد مسلح علاوه بر اینکه دو نفر از بسیجیان رو کشتند، دو زن رو که به سمت مهد کودکی پناه می بردند، مورد اصابت گلوله قرار دارند. به نظرتون اون دو زن یا اون دو بسیجی شهدای جنبش سبزند؟

6- روح الامینی و کامرانی، که شهدای زندان کهریزک بودند در مورد شهادت این دو شکی نیست اما ناشیگری های موجود در لیست به شدت قابل توجه اند:

در این لیست تاریخ شهادت این دو 18 تیر ذکر شده، در حالیکه که بازداشتی های 18 تیر در روز 19 تیر به کهریزک رفتند و قطعا این دو عزیز بعد از آن به شهادت رسیدند.

بعلاوه این لیست به دو بخش تقسیم شده یک بخش به عنوان 25 نفری که خانواده هایشان شهادت فرزندشان را رسما اعلام کرده اند و لیست دوم شامل اسامی شهدایی که خانواده هایشان مرگشان را رسما اعلام نکرده اند. حالا نکته ش به اینه که روح الامینی جزو لیست اوله و کامرانی جزو لیست دوم! عجب!

7- ترانه موسوی هم که دروغ بودن مرگ او با پیگیری های هیئت سه نفره قوه قضاییه مشخص شد. و البته آقای کروبی هم نسبت به این مسئله قانع شدند.

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

در اینجا می خواهم مسئله احمد کارگر نجاتی را توضیح بدهم. وی صاحب وبلاگ حدیث نفس است. در یکی از پست هایش به تیر خوردنش از سوی حامیان جنبش سبز اشاره می کند و عکس هایش در بیمارستان را هم در آنجا می گذارد اما بعد از اینکه نام خود را در لیست 72 نفره می بیند مطلبی تحت عنوان "وبلاگ نویسی از دیار باقی" را روی وبلاگش قرار می دهد که لحن طنزگونه ای هم دارد.

احمد کارگر نجاتی بعد از اینکه به شدت اظهار تعجب می کند می نویسد: "و باز نکته بسیار جالبتر اینکه الان من در قطعه ۲۱۳ ردیف ۱۵ شماره ۳۵ دفن شدم"

احمد با اشاره به ادعاهای قبلی سایت مشارکت در مورد دفن شبانه اجساد، می افزاید: "چند وقتیه حرف از دفن مخفیانه اجساد میزدن و من باور نمیکردم! اما واقعا این دفن مخفیانه رو به قدری استادانه انجام دادن که حتی خود من هم نفهمیدم کی دفن شدم. اصلا اونقدر کارشون خوب بلد بودن که نفهمیدم کی کشته شدم."

و بازهم با لحن طنز خود می افزاید: " عجب دنیاییه این دنیای بعد از مرگ. همه چی عین قبل از مردنه و اصلا هیچی تغییر نکرده. البته هنوز کسی برای سوال و جواب سراغم نیومده. یا شاید سوال و جواب هم مخفیانه انجام شده که خودم نفهمیدم..."

کارگر نجاتی در پست قبلی وبلاگش جریان گلوله خوردن خود را از سوی حامیان جنبش سبز توضیح داده و تصاویری را از خودش در بیمارستان منتشر کرده: "مدتی بود که به لطف دوستان سبزمون و با یک گلوله چند گرمی امریکایی یا شاید هم انگلیسی (بخاطر اینکه کالیبر گلوله از یک نوع سلاح نا متعارف در ایران بود) راهی بیمارستان شده بودم. البته هنوز بهبودی کامل حاصل نشده و بعد از یک مدت حرکت چهار پایی (به کمک دو عصا) به تازگی به لطف فیزیوتراپی و آب درمانی سه پایی (تک عصا) شدیم."

این هم از قضیه کارگر نجاتی...

ته دیگ: نمی خواستم وبلاگم اینقدر سیاسی بشه، لعنت به این مشارکت که با این کارهاش من رو به قرار دادن این مطالب توی وبلاگ وادار کرد. اصلا کی به این مشارکت گفته که تو متولی رسیدگی به وضع کشته شدگان هستی...

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

اخیرا لیست 72 نفره ای توسط مشارکت منتشر شده که ابهامات خاصی در اون به چشم میخوره. توجه کنید اگرچه بی اساس بودن این لیست محرز شده اما من چیزی رو نفی یا اثبات نمی کنم مگر چند مورد که در اینجا به ذکر اون می پردازم (البته در هر مورد توضیح کوتاهی میدم در حدی که مسئله واضح بشه و زیاده گویی هم نشه):

1- اینکه چرا تعداد افراد این لیست 72 نفر است؟ آیا این یک مسئله اتفاقی است یا اینکه برای تاثیرگذاری بر اذهان عمومی با استفاده از عدد معروف 72 که شمار شهدای کربلا و شهدای حادثه هفتم تیر است، صورت گرفته؟ البته در جنبش سبز استفاده از عناصر مذهبی بی سایقه نیست مثلا همین رنگ سبز یا الله اکبرهای بعد از انتخابات خودش شاهدی بر ماجراست. نکته ای که در قالب این نکته می گنجه اینه که در این مقوله از مذهب بر خلاف مذهب داره استفاده میشه (مصداق بارز قرآن بر نیزه کردن) که بحثش مفصله و اینجا مجالش نیست.

2- تعدادی از اسامی کشته شدگان موجود در این لیست همان پنج نفر معروف کوی دانشگاه اند: مبینا احترامی، فاطمه براتی، کسری شرفی، کامبیز شعاعی و محسن ایمانی. موجودیت چهار دانشجوی اول توسط رئیس دانشگاه تهران تکذیب شد که اصلا چنین افرادی دانشجوی دانشگاه نیستند که حالا کشته شده باشند یا نه. و توجه کنید که هیچ کسی هم تکذیبیه رئیس دانشگاه رو رد نکرد. دانشجوی آخر هم که خودش رسما مصاحبه کرد و ضمنا گفت که اصلا ساکن کوی نیست و البته مهمتر از اون گفته که زنده است و نمرده.

3- مسئله احمد کارگر نجاتی که در یک پست جدید راجع به اون توضیح می دم.

4- مهدی کرمی که تاریخ شهادتش پنجم خرداد ذکر شده یعنی 17 روز قبل از برگزاری انتخابات

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

 

مدتی بود که سریال فوتبالیست ها هرروز از برنامه کودک پخش می شد. بالاخره بعد از 128 قسمت این سریال به پایان رسید. فوتبالیست ها کارتونی بود که ما رو به یاد دوران کودکی مون می انداخت. اون زمان تمام خالی بندی های این کارتون رو با هیجان نگاه می کردیم و کلی لذت می بردیم. شوت چرخشی سوباسا هم به عنوان نقطه اوج این افسانه ورزشی همیشه مورد توجه ما بود. اما این بار وقتی این کارتون رو نگاه کردم بعضی اتفاقات اون انقدر مضحک، احمقانه و اغراق آمیز بنظرم می رسید که باورکردن اونها اگرچه ناممکن بود اما همین ماجراهای خیالی بسیار هیجان انگیز و خوشایند عامل زیبایی این کارتون بودند و آدم رو به دنبال کردن این مجموعه تشویق می کرد. شاید بعضی ناصواب گویی های هیجان انگیز امروز هم که افراد زیادی رو دنبال خودش کشیده، به خاطر همین اغراق آمیز بودن اون هاست.

بگذریم اما بزودی قراره که کارتون مهاجران به جای فوتبالیست ها پخش بشه... مهاجران که یادتون هست... همون که شخصیت معروفش سگ آقای پتی بل بود...


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

چند روز پیش بود که دیدم کف باغچه خانه، ریحان درآمده. ریحان را که می شناسید یک نوع سبزی است...

برایم خیلی تعجب آور بود آخر ما که سبزی نکاشته بودیم... کمی دقیق شدم دیدم که بله خیلی شبیه ریحان هستند اما... اما آن ها همان علف های هرز بودند... از کجا آمده بودند؟ چند وقت پیش که به باغچه کود جدید داده بودیم، دانه این علف های محترم درون کودها بودند. حالا هم برای خودشان شده بودند یک پا علف هرز...

بله... این مسئله مرا به یاد مستند تبلیغاتی رئیس جمهور انداخت... توی همان مستند (محدوده ممنوعه) دکتر احمدی نژاد تعدادی از همین علف های هرز از بین سبزی های باغچه اش جدا می کند...

البته این ایده تبلیغاتی بسیار خوبی بود که دکتر احمدی نژاد بکار برد و توانست منظور خود را بخوبی برساند...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

به نام خدا

خوب امروز شروع این وبلاگه و این اولین پست اون... اینجا رو درست کردم برای نوشتن اما نه برای زیاد نوشتن... سعی من اینه که همونطور که از عنوان وبلاگ برداشت میشه کم بنویسم یعنی چیزای مهم رو بنویسم... مختصر و مفید

می خواستم که عنوان این پست رو بگذارم "یکسال -چه زود- گذشت" ولی چون اولین پست این وبلاگ بود، لازم بود که با نام خدا شروع بشه...

بله یکسال گذشت... درست دهم شهریور سال گذشته بود که من تز کارشناسی ام رو دفاع کردم... یادش بخیر

شاید اون روز خیلی برای من حساس بود چون که پروژه باید تا اون روز دفاع میشد... البته به لطف خدا همه چیز خوب پیش رفت و دفاع خوبی هم بود... آره همین!

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()