کم حرفی
سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

 

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

جوان به بخشی از برنامه های تدوین شده جریان فته برای سال 89 دست یافت.

بخشی از این برنامه ها عبارتند از:
باید به سمت صنوفی مثل معلمان ، کارگران و اقشارپائین دستی برویم و این قشر هارا با رژیم در گیر نمائیم .
• باشایعه پراکنی جامعه را ملتهب وشکننده و به باور برسانیم و آماده پذیرش خواسته هایمان نمائیم
• به ظواهر تکیه کنیم و خودرا مذهبی و موافق اسلام نشان دهیم ، حتی هواداران لائیک جنبش .
• تا حد ممکن هرگونه ارتباط جنبش با بیگانه را توجیه وانکار نمائیم .حربه رژیم را کند و بلا موضوع کنیم
• رازبزرگ ورمز موفقیت پیروزی 57 اعتصابات سراسری بود ،این مهم را باید متحقق نمائیم .
• این دولت باید ضعیف و ناکارآمده نشان داده شود ، با هر اهرمی باید این نتیجه گیری را بدست بیاوریم.
• باید این رژیم را خسته نمائیم ، تاباما زندگی کند یا برود کنار ، فشار بیاوریم که برود کنار .
• انزوای بین المللی و فشارهای خارجی فرصت مناسبی برای ما و برنامه هایمان فراهم می آورد .
• با تبلیغات و گرفتن فضای مجازی باید نیروهای ریزش کرده دوباره جذب شوند ، ما به طرح هایی نیازمندیم .
• مردم ایران همیشه تاریخ از مظلوم دفاع کرده اند ، این مظلوم ما باید باشیم .
• جدیت خودتان را بیشتر روی میر حسین و خاتمی متمرکز کنید
• نماد ما همچنان سبز است ، در هر فرصتی از این نماد استفاده خواهیم کرد
• حضور در مناسبتها ی ملی و مذهبی تنها راه ابراز وجود ما می باشد .
• در بحث ها اعلام کنید ما کشوری عاری از مخالفت با دولتها وکشورهای دیگر و صلح طلب و بدور از مناقشات منطقه ای می خواهیم ، جنگ و اشغال دیگر کشورها به خودشان مربوط است .
• در شعارهایمان منافع دراز مدت جنبش را در نظر بگیریم ، خودداری بیشتری از خود نشان بدهیم و نیازی نیست آنچه فکر می کنیم را به زبان بیاوریم .

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

موسوی - تقلب و برنامه نود (این کلیپ جالب مربوط به شباهت های ادعای تقلب توسط میرحسین موسوی در انتخابات و اعتراض طرفداران یکی از تیم های لیگ برتر (با عرض احترام به این عزیزان) نسبت به نظرسنجی برنامه نود است.)

 

میرآدولف موسوی (این کلیپ با زیرنویس خیلی جالب و هنرمندانه درست شده که به تشابه میرحسین با هیتلر اختصاص داره، که پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید.)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()
همانطور که پیش بینی میشد فتنه گران به تدریج نقاب از چهره می کشند و هدف واقعی خود را آشکار می کنند. خانم رهنورد که از سوی میرحسین موسوی به عنوان روشنفکرترین زن ایران خوانده شده بود، با حمله به قوانین اسلام و تبعیض آمیز خواندن آنها نشان داد که منشا شعارهایی نظیر "جمهوری ایرانی"که اسلام و اسلامیت را هدف قرار داده اند، تنها ضد انقلاب های خارج از کشور نیستند و در داخل هم دنباله های آنها با چهره دوستداران نظام اسلامی و امام راحل همین خط را آگاهانه دنبال می کنند. تکرار طوطی وار ادعاها و دروغ های رسانه های معاند توسط سران فتنه و روزنامه ها و سایت های ایشان در ماه های اخیر نیز موید همین مطلب است.
بخوانید:
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

قبل ار خواندن این مطلب، نقاشی های موسوی را در این لینک حتما ببینید: آقای توهم یا خیال!


متن مصاحبه موسوی با کلمه را از اینجا بخوانید.

میرحسین موسوی در واکنشی منفعلانه و دیرهنگام به حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن از یک سو حاضرین در این گردهمایی ملی را هوادارن خود دانست و از سوی دیگر حاضرین را کسانی دانست که به اجبار و با یک حرکت مهندسی شده در این تجمع حاضر شدند. این در حالی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در فرمایشات خود در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری، برخی از افراد و جریان ها را به دلیل نادیده گرفتن جایگاه مردم و قانون اخراج شده از چارچوب نظام نامیده بودند.

به گزارش رجانیوز، پس از حضور گسترده و ده‌ها میلیونی مردم ایران در راهپیمایی 22 بهمن که با پوشش گسترده رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی روبرو شد، میرحسین موسوی که مشخص نیست در روز 22 بهمن در کدام محل حضور داشته است هم در جدیدترین اظهارات خود همانند مهدی کروبی و سید محمد خاتمی جشن پیروزی انقلاب اسلامی را "اجباری" و "یک راهپیمایی مهندسی شده" نامیده است.

موسوی واژه "مهندسی شدن" را پیش از این در راستای ادعای تقلب بکار برد اما هرگز نتوانست آن ادعا را اثبات کند.

پیش از این هم، شبکه‌ انگلیسی "بی بی سی فارسی" و "صدای آمریکا" مدعی شده بودند که مردم برای دریافت "کیک و ساندیس" و با اتوبوس به راهپیمایی آمده بودند.

راهپیمایی مهندسی شده بود ولی جمعیت ما زیاد بود!


وی در این مصاحبه به تکرار ادعاهای رسانه‌های ضد نظام چون صدای آمریکا پرداخته و مدعی شده که راهپیمایی 22 بهمن مهندسی شده بود و از سراسر کشور با "صدها" اتوبوس و قطار، نیرو به تهران اعزام شده بود: "هزینه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعیت محکوم است. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در اختیار قرار گرفته شده بود."

موسوی البته در موضعی متناقض در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرده که دعوت سران اصلاحات، سبب حضور گسترده مردم بوده است.

وی در ادامه تحلیلش نسبت به منشا جمعیت حاضر در این راهپیمایی گفته است که دولت تلاش کرد تا با مجبور کردن کارمندان ادارات، حضور "سبزها" در راهپیمایی 22 بهمن را خنثی کند!

موسوی که به دلیل هراس از برخورد مردم خشمگین با وی در این راهپیمایی حاضر نشده بود در ادعایی مشابه ادعای تقلب در انتخابات، مدعی شده است که میدان آزادی به طور کامل خالی بوده و تنها بخش جلوی جایگاه جمعیت حضور داشته است.

راهپیمایان؛ یک عده قمه‌کش و آدمکش!

موسوی در ادامه این مصاحبه، در سخنانی عجیب، مردم معترض به حضورش در راهپیمایی 22 بهمن را "یک عده قمه‌کش و آدمکش" نامیده است.


تجمعات رژیم پهلوی هم اجباری بود!

موسوی که مدعی حضور گسترده حامیان خود در راهپیمایی 22 بهمن بود، در قسمت دیگری از سخنانش، راهپیمایان میلیونی روز 22 بهمن را با تجمعات رژیم ستمشاهی مقایسه کرده و حضور مردم را "اجباری" دانسته است.

در این راستا، میرحسین راهپیمایی ده ها میلیونی مردم در روز 22 بهمن را "مهندسی اجتماعات" نامیده و مدعی شده است که "اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن این بوده که مردم بطور خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب."

سخنان متناقض موسوی، به همین جا ختم نشد چرا که او تلویحا ریزش شدید هواداران خود درباره حضور در خیابان را تایید کرده ولی گفت که اصلا هدف فرقه سبز، حضور در خیابان نبوده است.

همراهی با وزیرخارجه آمریکا

موسویدر ادامه حتی در جایگاه طلبکار هم ظاهر شده است.

موسوی آزادی رسانه ها، به رسمیت شناختن اجتماعات و تشکیل احزاب، تدوین قانون برای انتخابات‌ها و اعلام مسئولیت‌پذیری مستقیم دولت را به عنوان چند تکلیف دیگر برای مسئولان نظام تعیین کرده است.

وی همچنین بدون بیان هیچگونه دلیلی، مدعی واگذاری فعالیت های اقتصادی به سپاه شد و بر این مبنا، از جانب ملت علیه سپاه پاسداران موضع گیری کرد.

هیلاری کلینتون هم چندی پیش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مانع اصلی رسیدن ایران به دموکراسی خوانده بود.

دشمنان جنبش سبز در چهارشنبه سوری اغتشاش می‌کنند!

اما موسوی که گویی فرصت 22 بهمن را برای اعتشاش و آشوب طلبی از دست رفته می دید، در سخنانی مخالف با امنیت کشور، به طور تلویحی هوادارانش را به برنامه ریزی برای چهارشنبه آخرسال دعوت کرده است. وی در یک اقدام فرار به جلو، با توجه به خسارات مختلف مالی و جانی ناشی از اغتشاشات اخیر، هرگونه اتفاقی که منجر به تخریب اموال عمومی در این روز شود را به "دشمنان جنبش سبز" منتسب کرده است!

به نظر می رسد فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب مبنی بر اخراج قانون شکنان از چارچوب نظام و همچنین دو گردهمایی تاریخی 9 دی و 22 بهمن، به گونه ای سران فتنه را منفعل کرده است که با گذشت نزدیک به دوهفته از روز جشن ملی انقلاب اسلامی، تنها با اظهارنظرهایی از این دست تنها در تلاش برای لکه دار کردن حماسه ملی ایرانیان در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی هستند. انفعالی که سران فتنه را به فکر "آتش بازی" در هفته های پایانی سال انداخته است.

 

متن مصاحبه موسوی با کلمه را از اینجا بخوانید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

به گزارش فارس، به نقل از "موسسه مطالعات خاور نزدیک واشنگتن " که موسسه‌ای در تحقیقات امنیتی و استراتژیک است، در گزارشی با اشاره به سه بازی جنگ "war game " که توسط سه مرکزمطالعات استراتژیک و به صورت جداگانه در سه نقطه از جهان انجام شده است می‌پردازد.
این گزارش البته به ادعاهای تکراری همچون "تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای " بارها اشاره می‌کند؛ اما در موضوع اصلی که برخورد با عزم ایران جهت دستیابی به حقوق هسته‌ای اش است؛ این بازی‌ها بر اساس این گزارش به نتایج جالبی دست پیدا می‌کنند.

****

اگر حاکمیت سازش‌ناپذیر ایران از چالش داخلی کنونی قویتر و جسورتر بیرون بیاید چه؟ اگر اینگونه باشد، مساله هسته‌ای با شدت بیشتری عود خواهد کرد.
سه بازی جنگی که در مورد مساله سلاح‌های اتمی ایران شبیه‌سازی شدند حاکی از این هستند که چشم‌اندازهای متوقف‌سازی پیشرفت ایران به سوی سلاح‌های اتمی به هیچ وجه خوب نیستند.
این بازی‌ها که از سوی اندیشکده‌های معتبر غربی اجرا شدند، راهبردهای مختلفی را برای پیشگیری از محقق شدن تهدید هسته‌ای ایران مورد کاوش قرار دادند. اما متاسفانه نتایج همه آنها منفی بود. با توجه به اینکه اینها بازی‌های جدی‌ای بودند که توسط افراد جدی انجام گرفتند، مقاماتی که در دنیای واقعی سیاست با مساله هسته‌ای سروکار دارند آنقدر عاقل خواهند بود که معانی آنها را به طور جدی مدنظر قرار دهند.
هدف استفاده از بازی‌های جنگی
بازی‌ها ابزارهایی برای برنامه‌ریزی راهبردی هستند که سودمندی خود را در زمینه مناقشات بین‌المللی اثبات کرده‌اند. بازی جنگی با یک سناریوی تعریف شده آغاز می‌شود و طی یک سری اقدامات به یک وضعیت یا نتیجه نهایی ختم می‌شود. افراد یا تیم‌ها در یک محیط نقش‌آفرینی [role-playing] به شبیه سازی تصمیمات کلیدی رهبران ملی می‌پردازند. ضمنا یک تیم مستقل بی‌طرف وجود دارد که سناریوی آغازین را تعیین کرده و بازی را نوبت به نوبت مورد قضاوت قرار می‌دهد و به این ترتیب به عنوان یک داور عمل می‌کند. دستاورد این بازی پیش‌بینی آینده نیست، بلکه یک نتیجه قابل پذیرش و شاید محتمل است که در برنامه‌ریزی و پیش‌بینی می‌تواند ارزش والایی داشته باشد.
بازی جنگی جایگزینی برای ارزیابی‌های استاندارد کاغذی است که از سوی کارشناسان امر مرسوم شده است، و ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن مزایای بخصوصی به همراه دارند. بازی‌ها می‌توانند در شبیه‌سازی ماهیت پویا و رقابتی اوضاع واقعی جهان فوق‌العاده موثر باشند. آنها همچنین تردیدها (سوء‌تفاهم، سوء‌ارتباط و سوء‌ظن‌هایی) که مشخصه شرایط واقعی هستند را تولید می‌کنند. به علاوه، ماهیت متقاعدکننده و همه‌جانبه بازی‌های جنگی غالبا لحظاتی مکاشفه‌آمیز برای شرکت‌کنندگان آن در پی دارد. روی هم رفته، فرایند آزمایش راهبردها و تصمیمات پیچیده در یک محیط بازی رقابتی شاید بهترین کاری باشد که می‌توانیم در خارج از دنیای واقعی انجام دهیم.
برخی از هشدارها در این مورد بجا هستند. این مقاله بر اساس گزارشات و داده‌های محدودی که در رابطه با سه بازی انجام شده وجود دارند نوشته شده است و به همین خاطر شاید برخی از عناصر بازی‌ها از قلم افتاده باشند. با این وجود نظر به اهمیت مساله هسته‌ای ایران گرفتن نتایجی از داده‌های موجود مفید خواهد بود.
بازی‌های ایران
در دسامبر 2009، کارشناسان در دانشگاه‌ هاروارد، دانشگاه تل‌آویو، و موسسه بروکینگز به منظور تجزیه و تحلیل سناریوهای هسته‌ای مختلف ایران دست به انجام سه بازی جداگانه زدند. در هر بازی بازیکنان در تیم‌هایی که نماینده کشورها و رهبران کلیدی بودند، سازماندهی شدند. شرکت کنندگان از ترکیبی از سیاستگذاران نظامی و غیرنظامی سابق و همچنین کارشناسان منطقه‌ای (مثلا، دانشگاهیان، تحلیلگران و روزنامه‌نگاران) انتخاب شده بودند.
بازی جنگی هاروارد. این بازی توسط مرکز امور علوم و امور بین‌المللی بلفر در دانشگاه هاروارد ترتیب داده شد و به بررسی سیر تکاملی رویارویی بر سر برنامه هسته‌ای ایران در سال آتی (2010) پرداخت. نتایج گزارش شده عبارت بودند از:
"آمریکا نتوانست حمایت قابل توجهی برای تحریم‌ها بدست بیاورد.
"روسیه و چین - که هر دوی آنها در تحریم علیه ایران عواملی کلیدی خواهند بود - مذاکراتی سرّی با ایران انجام دادند.
"روابط آمریکا و اسرائیل در طول بازی به طور چشمگیری وخیم شد و به یک بحران دیپلماتیک عمیق منجر گردید.
"ایران خود را در موضعی قوی دید و بر آن اساس بازی کرد.
"در پایان بازی شرایط ایران نسبت به آغاز بازی بهتر بود. تا دسامبر 2010، ایران ذخایر اورانیوم غنی‌شده (ضعیف) خود را دو برابر کرده بود و به سمت تسلیحاتی کردن آن پیش می‌رفت.
به گفته یکی از شرکت کنندگان، ایران "هرگز احساس تهدید واقعی نکرد " و توانست بازی را براحتی "ببرد ". در واقع، احتمالا بیشتر ناظران نتیجه را برد ایران و شکست آمریکا و اسرائیل تعبیر کردند.
بازی جنگی تل‌آویو. شبیه‌سازی تل‌آویو که توسط موسسه مطالعات امنیت داخلی انجام شد، به بررسی مذاکرات هسته‌ای ایران-آمریکا و پاسخ‌های بالقوه اسرائیل پرداخت. نتایج گزارش شده به شرح زیر بودند:
"ایران موضع قدرتمندی در بازی اتخاذ کرد و آن هم بر اساس یک هدف روشن بود: بدست آوردن سلاح‌های اتمی.
"اسرائیل و آمریکا فاقد اهداف و راهبردهای روشن برای مواجهه با برنامه ایران بودند.
"ایرانی‌ها آمریکا را ضعیف و غیرمصمم، و موضع خود را قوی می‌دیدند.
"مشاهده شد که اسرائیل برای آمریکا سودمند نیست.
"در انتهای بازی، ایران به برنامه هسته‌ای خود ادامه داد، نه قانع شد و نه از آن بازداشته شد.
بازی جنگی بروکینگز. این بازی در مرکز سیاست خاورمیانه سابان در واشنگتن دی‌سی وابسته به موسسه بروکینگز انجام شد و به بررسی پاسخ اسرائیل، ایران و آمریکا به حمله نظامی اسرائیل علیه تاسیسات هسته‌ای ایران پرداخت. نتایج گزارش شده شامل موارد زیر می‌شدند:
"آمریکا به خاطر این حمله از اسرائیل دلخور شد.
"آمریکا سعی کرد با ایران محکم برخورد کند اما همچنین درپی مذاکره مستقیم برآمد.
"آمریکا تلاش کرد در این مناقشه درگیر نشود.
"پاسخ آمریکا محدود و دفاعی بود.
"ایران رفتار آمریکا را ضعیف برداشت کرد و از اینرو جسورتر شد.
اهمیت بازی‌های چندگانه
بر اساس اطلاعات موجود به نظر می‌رسد که بازی‌ها به خوبی انجام شده‌اند. این بازی‌ها به اطلاعات کسب شده از طریق روش‌های تحلیلی استاندارد افزودند و به نظر می‌رسد بازی‌های بیشتری از این دست مناسب خواهند بود. هر یک از آنها فی‌نفسه ارزنده خواهند بود، اما اگر آنها را با هم در نظر بگیریم، ارزششان بیشتر هم خواهد شد. با استفاده از مسائل و عوامل مشابه، حاصل این بازی‌ها نتایج منفی نسبتا یکسانی بود:
"آمریکا همکاری قابل‌توجهی از کشورهای دیگر دریافت نکرد.
"تحریم‌ها موثر واقع نشدند.
"حتی در شرایطی که اقدامات دیگر شکست خوردند، آمریکا تمایلی به استفاده از نیروی نظامی یا حمایت از اقدام نظامی اسرائیل نشان نداد.
"روابط آمریکا و اسرائیل به طور قابل‌توجهی وخیم شد.
"ایران به سمت قابلیت تسلیحات اتمی ادامه داد.
بینش‌هایی که این بازی‌‌ها بدست میدهند
این بازی‌ها چشم باطن ما را در مورد چرایی مشکل‌ساز بودن برنامه هسته‌ای ایران و چگونگی توسعه آن در کوتاه تا میان‌مدت باز می‌کنند. ایران بازی‌ها را برد و علت آن تا حدودی این بود که این کشور موضعی محکم، راهبردی منسجم، اهدافی روشن و حاکمیتی مصمم داشت. در مقابل، با مجموعه‌ای از مخالفان مواجه بود که اهداف و راهبردهای یکسان نداشته و رهبری مرددی داشتند. از بین این مخالفان تنها اسرائیل مایل به استفاده از نیروی نظامی بود، در حالیکه به نظر می‌رسید آمریکا در تمامی سه بازی نقش خود را با ضعف بازی می‌کند.
این بازی‌ها همچنین نشان دادند که با بالا گرفتن مساله هسته‌ای، برای‌ آمریکا سروکله زدن با اسرائیل حداقل از برخی جهات می‌تواند به اندازه ایران چالش برانگیز باشد. ادراک تهدید، اهداف، و راهبردهای آمریکا و اسرائیل در مواجهه با پیشرفت ایران به سمت سلاح اتمی همگرایی نداشتند. آمریکا برای اجتناب از ریسک‌های مربوطه از اقدام نظامی پرهیز کرد، در حالیکه اسرائیل برای دوری از تهدید اتمی، یا حداقل تعویق آن، تمایل زیادی به پذیرفتن ریسک‌ها داشت. این بازی‌ها حاکی از آن هستند که بحران بین آمریکا و اسرائیل در نهایت محتمل است.

 

در همین رابطه بخوانید: شبیه‌سازی جنگ در بروکینگز: بازی با ایران سخت و پیچیده خواهد بود

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

امروز می خوام یه وبلاگ خوب رو بهتون معرفی کنم که آخرین اخبار و اطلاعات در زمینه های مختلف امنیتی رو روی وب قرار میده تا شاید که من و شما ببینیم و قدر این نعمت بزرگ بعنی امنیت رو که در کشورمون به لطف خدا وجود داره، بدونیم. یک نگاه کوتاه به وضعیت امنیتی کشورهای اطراف ما و اندکی توجه به حمایت دنیای استکبار از تروریست ها و آشوب طلبان و خصومت اونها با ایران، واقعا ما رو متوجه قدرت امنیتی حاکم بر ایران می کنه...

به وبلاگ این دوست عزیز از اینجا سر بزنید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

به گزارش شبکه ایران، عملکرد جریان اصلاحات در زمان انتخابات ریاست جمهوری و تناقضاتی که میان شعارهای این جریان سیاسی با عملکرد سران آن وجود داشت، با اقدام ابتکاری دانشجویان روبرو شده است.

گروه‌های مختلف دانشجویی با طراحی یک مسابقه با عنوان "صداقت سبز" خواستار بررسی دروغ‌های جریان موسوم به سبز در ماه‌های اخیر شده‌اند.

در اطلاعیه این مسابقه آمده است: "پس از فروکش کردن حوادث ماه‌های اخیر، از عموم مردم دعوت به عمل می‌آوریم تا با ارائه‌ی یک شعار و فقط یک شعار از شعارهای حامیان سبز که خود به آن وفادار مانده باشند، برنده‌ی خوش اقبال یک دستگاه پژو ۲۰۷ بشوید!".


فعالان سیاسی، این اقدام ابتکاری دانشجویان را پاسخی مناسب به فتنه‌گری و آشوبگری این جریان پس از انتخابات ریاست جمهوری ارزیابی کرده‌اند.

گفتنی است سران اصلاحات در ماه‌های اخیر تلاش کرده بودند تا با انتشار مطالب و اخبار دروغین پیرامون مسائلی نظیر برخورد پلیس با اغتشاشگران، هواداران خود را تحریک کنند تا در خیابان‌ها حاضر شوند.

نوشته شده در تاريخ جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()

عبدالمالک ریگی، سرکرده تروریست‌های شرق ایران پس از سال‌ها تاخت و تاز و سوءاستفاده از شرایط مناطق مرزی پاکستان برای اهداف غیرانسانی و غیراسلامی خود روز گذشته در فضای ایران اسلامی دستگیر شد و این در حالی بود که وی و تروریست‌های تحت امرش جنایات متعدد و دلخراشی را علیه مردم بیگناه و نیروهای انتظامی در سال‌های گذشته مرتکب شده‌اند.
ریگی از تولد تا فعالیت‌های خرابکارانه
منابع خبری گزارش داده‌اند: عبدالمالک ریگی متولد سال 1358 است. وی تحصیلات کلاسیک ندارد و تنها چند سال در یکی از حوزه‌های علمیه اهل سنت مشغول به تحصیل بوده که البته از آنجا نیز اخراج شده است.
پس از این‌که عبدالمالک به سن نوجوانی رسید و اندک درآمد پدر و حتی درآمد حاصل از فروش سی‌دی کفاف خرجی او را نداد، اقدام به خرید و فروش مشروبات الکلی به مقدار عمده نمود و اتفاقاً درآمد خوبی نصیبش شد و به همین خاطر در این کار فعالیتش را بیشتر کرد تا این‌که توسط نیروی انتظامی شناسایی شد و تحت تعقیب قرار گرفت اما به صورت پنهان کارش را ادامه می‌داد. در یکی از روزهای زمستان 1376 یکی از شرکای عبدالمالک به‌نام ناصر ریگی نقشه سرقت از انبارهای پارچه موجود در چهارراه رسولی زاهدان را مطرح و با دوستانش در میان گذاشت که مورد موافقت آنها نیز واقع شد و در اولین سرقت توسط مأمورین آگاهی زاهدان دستگیر و برای بازجویی در اختیار این اداره قرار گرفت که آن زمان مسئولیت بازجویی از آنها به عهده شهید سرهنگ حمید کاوه گذاشته شد و همین جا بود که کینه شهید کاوه به دل این عده نقش بست و بعدها در حالی که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفته و به شهادت رساندند. گروه چهار نفری عبدالمالک در حالی که دیگر سابقه‌دار شده بودند راهی شهر کویته در ایالت بلوچستان پاکستان شدند و در آنجا و در یک مدرسه دینی! مشغول فراگیری علوم مذهبی شدند که این مدرسه محل ترویج وهابیت و پایگاه اصلی طالبان و القاعده بود و عبدالمالک در یک گروه به اصطلاح جماعت تبلیغی عازم روستاها و شهرهای مرزی شد و به تبلیغ مشغول شدند.
در همان ایام یکی از اشرار معروف منطقه ایرانشهر به‌نام مولا بخش درخشان به او مأموریت ویژه‌ای داد و او مأمور شد که در میان دانشجویان بلوچ که در دانشگاه‌های پاکستان تحصیل می‌کردند نفوذ کند و از آنها که تحصیلکرده و باسواد هستند برای مبارزه ایدئولوژیک با حکومت ایران استفاده کند که خوشبختانه در مدت 7 ماه فعالیتش در میان این دانشجویان نتوانست حتی یک نفر از آنان را اغفال کند.
این عده پس از این‌که تیرشان به سنگ خورد، تصمیم گرفتند که اقدام به آدم‌ربایی و اخاذی از آنها نمایند و چند نفر از سرمایه‌داران زاهدان را پس از این‌که گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کردند، تحویل ملا کمال صلاح‌زهی از اشرار معروف دادند و در قبال این کار مبلغی به عنوان پاداش گرفتند.
با گذشت چند ماه از شروع این اقدامات، تصمیم گرفته شد تا گروگان‌ها در اختیار خودشان باشد تا بلکه پول بیشتری را کسب کنند و باز هم این کار را ادامه دادند.
این گروه چهار نفره ریگی حسابی پولدار شدند و از لحاظ تجهیزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقویت کردند و چند نفری را هم بر تعدادشان افزودند و مقرر بر این شد که در زمان خطر و مواجهه با مأمورین اقدام به مقاومت مسلحانه نمایند و بدین گونه در میان گروه‌های شرور ساکن پاکستان انگشت‌نما شدند و بیشتر این گروه‌ها خواهان همکاری و فعالیت با آنها بودند.
با ادامه این جنایات و چشیدن مزه آدمکشی توسط ریگی و چند نفر همراه او، از آنجایی که در زمان تحصیل در مدرسه دینی پاکستان توسط اساتیدی با نگرش طالبانی آموزش دیده بود و نفرت از تشیع در او شعله‌ور شده بود، تصمیم به کشتار شیعیان می‌گیرد. این گروهک تروریستی عقبه حمایتی در آن سوی مرز یعنی خاک پاکستان برای خود تدارک دید؛ محدوده‌ای سرزمینی که کشور همسایه کنترل کاملی بر روی آن ندارد. با این حال برخی کارشناسان معتقدند گروهک جندالله بیش از آن‌که جریانی فرقه‌گرا و مجری تفکرات طالبانیسم باشد، گروهی متصل به رقیبان خارجی نظام است و تصمیمات خود را هماهنگ با عوامل خارجی معاند نظام پیش می‌برد.
پرونده شوم
اگرچه این تشکیلات عنوان جُند (ارتش)الله را برای خود برگزیده بود اما عملکرد وحشیانه، غیرانسانی و تراژیک این گروهک نه تنها طرفدارانی برای اشرار دست و پا نکرد، بلکه در منظر افکار عمومی ایران و حتی جهان به مثابه گروهک شیطان نیز قلمداد شدند.
ریگی فعالیت‌های تروریستی خود را از هفتم دی سال 1384 با گروگانگیری تعدادی سرباز مرزبان شروع کرد و در این فاصله طی چندین عملیات تروریستی ده‌ها نفر اعم از سربازان و پاسداران و نیز مردم عادی منطقه را به شهادت رساند که در میان آنها عده قابل توجهی نیز اهل سنت بودند.
از جمله جنایات تروریست ریگی، ماجرای معروف به «تاسوکی» بود که در 25 اسفند 1384 رخ داد و طی آن
21 نفر به شهادت رسیدند. شهدا همگی سرنشینان خودروهایی بودند که از منطقه عبور می‌کردند.
از دیگر جنایات ریگی، واقعه «دارزین» در 23 اردیبهشت 1385 بود. در این واقعه تروریستی در کیلومتر 35 محور «بم - کرمان» در دوراهی «دارزین»، اشرار مسلح 12 تن از هموطنانمان را به شهادت رساندند.
13 بهمن 85 مقارن ساعت 19 و 45 دقیقه نیز چند تروریست مسلح وابسته به این گروهک چهار مأمور گشت نیروی انتظامی را که در خیابان بزرگمهر زاهدان مشغول گشت‌زنی بودند به رگبار بستند و به شهادت رساندند.
انفجار اتوبوس حامل پاسداران در بامداد 25 بهمن‌ماه 85 در زاهدان نیز باعث شهادت 11 و زخمی شدن
18 پاسدار نیروی زمینی سپاه شد و دو روز بعد انفجار بمب صوتی در جلوی مدرسه دختران معرفت در زاهدان را ترتیب دادند.
از دیگر اقدامات تروریستی ریگی گروگانگیری در سراوان بود. نیمه شب 24 خرداد 87، گروهی از اشرار و عوامل گروهک تروریستی جندالله در کمین غافلگیرانه‌ای 16 سرباز و پرسنل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی را در حمله به یک پاسگاه در سراوان (استان سیستان و بلوچستان) به گروگان گرفته و خواستار آزادی برادر عبدالمالک ریگی شدند که قرار بود با پایان یک سال حبس وی در زندان‌های پاکستان، به ایران تحویل داده شود. جندالله تهدید کرده بود که اگر جمهوری اسلامی ۲۰۰ زندانی مورد نظر این گروه را آزاد نکند، تمامی گروگان‌ها را خواهد کشت.
بمبگذاری در مسجد علی ابن ابیطالب(ع) شهر زاهدان از جمله اقدامات تروریستی اخیر ریگی است. این بمبگذاری در آستانه انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت و طی آن 21 تن شهید و 182 تن مجروح شدند.
ریگی فعالیت‌های تروریستی دیگری نیز داشت که از آن جمله به شهادت رساندن سردار شوشتری و شماری دیگر از فرماندهان ارشد منطقه‌ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مهرماه سال 1388 بود. ریگی هر بار در تماس‌هایش با بلندگوهای تبلیغاتی خود بخصوص دو شبکه تلویزیونی «العربیه» در مقام نماینده سلفی‌ترین اندیشه‌های منطقه‌ای و «صدای امریکا» ارگان حامی اصلی فرامنطقه‌ای تشکیلات تروریستی ریگی مسئولیت آنها را برعهده گرفته بود.
ریگی پس از تاسوکی
بعد از فاجعه تاسوکی روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها اقدام به انتشار این خبر با عنوان حمله به کاروان مسئولان در تاسوکی نمودند، عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهی به سرش رفته و طعمه‌های به این خوبی از چنگش گریخته‌اند. او در یک چرخش 180 درجه‌ای اعلام کرد که ما از قبل مطلع بودیم که مسئولان قصد گذر از این مسیر را دارند و باقی اکاذیب. و درست در همان ایام سایت ضدانقلاب «روز آنلاین» یک مصاحبه تلفنی با عبدالمالک انجام داد و در سایت خود درج نمود و همین جا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزویش رسیده است. آرزوی او معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس می‌کرد به آن دست یافته است. به دنبال این سایت، شبکه‌هایی بخصوص «العربیه» و «صدای امریکا» نیز بارها و بارها به سراغ ریگی رفتند و به تبلیغ او و اندیشه‌های تفرقه‌افکنانه و تروریستی‌اش پرداختند.
تا این‌که تعدادی از گروه‌های اپوزیسیون خارج‌نشین که دنبال عروسکی برای گرداندن می‌گشتند به عبدالمالک روی آوردند و او را کاملاً از لحاظ فکری شست‌وشو دادند و راه‌هایی را که احتمال موفقیت در آن بود، به او نشان دادند. بهترین حربه برای گول زدن مردم ایران و جهان این بود که مبارزه او را برای آزادی و برقراری دموکراسی در ایران جلوه بدهند. اولین اقدام تغییر نام جندالله بود چراکه پسوند اسم الله برای غیرمسلمانان چندان خوشایند نبود و آنان را به یاد گروه‌هایی مثل القاعده و طالبان می‌انداخت. به همین خاطر اسم گروه را به جنبش مقاومت ملی ایران تغییر دادند و به خیال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ایران گسترش دادند تا شاید محبوبیتی در میان مخالفین ایرانی پیدا کنند.
این تغییر نام نمایانگر تغییر حامیان و خط‌دهندگان اصلی به گروه ریگی بود. پس از این تغییر نام بود که صدا و عکس ریگی به بسامد برخی شبکه‌های تلویزیونی سلطنت‌طلب تبدیل شد. جالب این‌که یکی از مجریان این شبکه‌ها – علیرضا نوری‌زاده - در مصاحبه‌های مکرر خود با ریگی او را «دکتر ریگی» نامید! یکی از مجاری تبلیغاتی ریگی رادیو صدای بلوچ است که از استکهلم سوئد پخش می‌شود. گروه ریگی علاوه بر آن بارها از شبکه العربیه - همین شبکه بود که فیلم دردناک سر بریدن یک سرباز اسیر ایرانی توسط تروریست‌های ریگی را به نمایش گذاشت - که مالک اصلی آن قشری در هیأت خانوادگی حاکم بر یکی از کشورهای جنوبی خلیج‌فارس است، به عنوان بلندگوی تبلیغاتی خود استفاده کرده است. این شبکه همچنین در اقدامی بحث‌برانگیز تصاویر کشته شدن مرزبانان به گروگان گرفته شده ایرانی را پخش کرد. العربیه پیش از آن اقدام مشابهی را نیز در مورد گروگان‌های غربی اسیر القاعده انجام داده بود.
ریگی در طول فعالیت‌های تروریستی خود بارها و بارها همچنین با صدای امریکا به پیش قدمی این شبکه مصاحبه داشت. این مصاحبه به علاوه صحبت‌های ریگی با شبکه‌های خبری و تلویزیونی و رادیویی دیگر و نیز تبلیغ او و اعمال جنایتکارانه‌اش، نقض کنوانسیون‌های بین‌المللی - از جمله منشور یونسکو - در عدم نشر و تبلیغ فعالیت‌های تروریستی و دهشت‌افکنانه محسوب می‌شود. ارائه سرویس تبلیغاتی علاوه بر خدمات اطلاعاتی و پشتیبانی به گروهک تروریستی ریگی از سوی امریکا و انگلیس که اسناد آن بارها و بارها منتشر شده است و در موقعیت مناسب بیشتر از گذشته نیز افشا خواهد شد، نقض آشکار توافقنامه الجزیره از سوی امریکا و به علاوه حمایت علنی واشنگتن و لندن از تروریسم دانسته می‌شود که ایران قبلاً از جمله شورای امنیت سازمان ملل را از آنها آگاه ساخته است. «جندالله» در طول فعالیت تروریستی‌اش همواره مدعی شده بود که اقداماتش با دستور رهبران بنیادگرای مذهبی صورت می‌گیرد. نوع فعالیت این گروه نشان از امکانات پشتیبانی گسترده‌ای می‌دهد که تاکنون دیده نشده است. آنان از شبکه اینترنت و همچنین از رسانه‌های گروهی تلویزیونی و رادیویی عمدتأ وابسته به سلطنت‌طلبان، در انعکاس خبر عملیات و طرح دیدگاهایش استفاده می‌کردند. در بسیاری از عملیات مسلحانه این گروه، شیوه‌های کار طرفداران القاعده و الزرقاوی در عراق، به شکل گسترده‌ای تقلید می‌شد.
در مسیر فروپاشی
با شکل‌گیری گروهک تروریستی ریگی، دستگاه‌های امنیتی و دیپلماسی ایران نیز تحرکات این گروهک را تحت نظر قرار دادند که نهایتاً‌ دیروز دست برتر سربازان گمنام امام زمان(عج) به دستگیری سرکرده گروهک منجر شد.
تحویل برادر ریگی از سوی دولت پاکستان به ایران و هلاکت سرکردگان تشکیلات در سال 87 نشان از آن داشت که تروریست‌های شرق ایران در مسیر فروپاشی قرار گرفته‌ بودند. در این سال بود که عبدالحمید ریگی (برادر عبدالمالک) که از اشرار معروف منطقه و عامل کشتار مردم بیگناه در سیستان و بلوچستان بود، در فرودگاه اسلام‌آباد از سوی مقامات ایران تحویل گرفته شد و با یک فروند هواپیمای اختصاصی به سمت ایران انتقال داده شد.‏ عبدالحمید ریگی به همراه

28 خرداد 87 رسانه‌ها به نقل از یک مقام آگاه در استان سیستان و بلوچستان گزارش دادند: 12 تروریست مسلح که از اعضای گروه ریگی بودند در بم پور ایرانشهر دستگیر شدند. 3 نفر از اعضای گروه عبدالمالک ریگی نیز در این درگیری به هلاکت رسیدند.
پیش از اعلام خبر دستگیری این دوازده عضو گروه تروریستی ریگی در بم‌پور ایرانشهر، کریمی معاون دادگستری شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان پس از خروج از محل کار خود به دست 2 تن از اشرار مسلح که با موتوسیکلت در محل حضور یافته بودند ترور شد و به شهادت رسید. کریمی فعالیت‌های مختلفی را برای مقابله با شرارت‌های باندهای منطقه انجام داده بود.
و اما طولی نکشید که سرکرده گروگانگیران پاسگاه سراوان دستگیر شد. سردار بهرام نوروزی، فرمانده قرارگاه عملیاتی حضرت رسول اکرم(ص) در این‌باره گفت: سربازان گمنام امام زمان(عج) و مأموران قرارگاه عملیاتی فتح استان سیستان بلوچستان با یک سری اقدامات اطلاعاتی موفق شدند اعضای اصلی یک باند تروریستی که در آن سوی مرز خود را برای خرابکاری به داخل کشور رسانده بودند در ارتفاعات پیرسواران قبل از هرگونه اقدام خرابکارانه منهدم شدند.
وی گفت: با بررسی‌های به عمل آمده مسئول این گروه تروریستی که مسئولیت عملیات گروگانگیری و شهادت کارکنان پاسگاه شمسر سراوان و چندین فقره گروگانگیری دیگر را در استان سیستان و بلوچستان و کرمان را عهده‌دار بودند دستگیر شدند. نوروزی تصریح کرد: در این درگیری تعداد
10 نفر از اعضای این گروهک کشته و از آنان مقادیر قابل توجهی سلاح و مهمات کشف شد.
سیر قهقرایی و فروپاشی گروهک تروریستی جندالله ادامه داشت تا جایی که برخی رسانه‌های کشور همسایه از زخمی شدن عبدالمالک ریگی خبر دادند. شاکری، سفیر ایران در اسلام‌آباد این خبر را تأیید نکرد و آن را در راستای مطرح شدن دوباره ریگی در جامعه دانست. در اواسط آذرماه امسال بود که خبر شهادت گروگان‌های جندالله بر روی رسانه‌ها مخابره گشت. در نخستین واکنش‌ها به اقدام غیرانسانی تروریست‌ها، دادستان وقت کل کشور تهدید کرد که این گروهک «پاسخ دندان‌شکنی» دریافت خواهد کرد. تلاش‌ها علیه تروریست‌های تحت امر ریگی با یک مانع همراه بود، آنجا که محمد مرزیه، دادستان سیستان و بلوچستان 25 آذرماه 88 فاش کرد: دولت پاکستان در مورد گروه ریگی همکاری جدی ندارد و در آخرین سندی که 10 روز پیش به دست آوردیم، مشخص شد دقیقاً سرویس اطلاعاتی پاکستان با عبدالمالک ریگی همکاری دارد.
سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه نیز 15 آبان‌ماه از دستگیری سرکرده گروهک تروریستی ریگی در مهرماه در شهر کویته پاکستان خبر داده و گفته بود: این شرور تنها بعد از یک ساعت با مداخله عوامل اطلاعاتی و سرویس‌های اطلاعاتی کشور همسایه ما آزاد می‌شود.
با این وجود تلاش‌ها برای دستگیری عبدالمالک ریگی ادامه یافت و روز گذشته خبر خوشحال‌کننده‌ای به مردم ایران بویژه شرق کشور رسید که عامل جنایت‌های تروریستی و قاتل شهروندان بیگناه ایرانی دستگیر شده و قرار است بزودی به سزای اعمال خود برسد.‏15‏ نفر دیگر تلاش داشتند با ارائه مدارک جعلی، خود را از اتباع پاکستان معرفی کنند اما با تلاش سفارت ایران در اسلام‌آباد، وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه به ایران تحویل داده شدند.

منبع: روزنامه ایران

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ توسط مهدی | پيام ها ()